Neo's Text

بیخیال لطفأ!
Neo's Text

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس‌نوشت:
ولش کن! ولش کن! ولش کن!

نئو تِد داغان‌ الله!

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۶ ب.ظ

ما انسان‌ها همواره در حال امتحان دادن و گذراندن آزمون های مختلفِ زندگی هستیم که نتایج این آزمون ها و امتحانات، ارتباط مستقیم با دهان ما دارد! دسته‌ای از این امتحانات، به آزمون های الهی معروف هستند که خداوندِ متعال، متناسب با حجم و ابعادِ دهانِ کروکدیل مانندمان، در حینِ ادعا کردن در درگاهش، زارج زارج و چپ و راست ما را مورد نوازش و آزمون قرار میدهد تا سیاه و کبود شویم و بیاموزیم وقتی توان عمل نداریم، پفک پلاسیده میخوریم که ادعا میکنیم! دسته‌ای دیگر از آزمون ها و امتحاناتِ زندگی که با دهان‌مان در ارتباطند، و ربطی هم به خداوند ندارند، در شرایطِ مختلف و فضاهای متنوع، توسط خودمان، خانواده، فامیل، دوست و آشنا، مدرسه و دانشگاه، پلیس راهنمایی و رانندگی، بانک، بیمارستان و داروخانه، گرانی، حباب های نترک، اداره‌ی برق، گرما، دیجی‌کالا، رسانه‌ی ملی و راه های نرفته‌اش، کفن و کافور و سنگ قبر فروشی و خدمات پس از فروشش و نهادها و ارگان های دولتی و خصوصی و سایر عوامل انجام میشود! ولی این عوامل واسطه و به نوعی سرمایه‌گذار هستند و پیمانکار اصلی شهرداری و وزارت راه و شهر سازی است! که بطور کنتورات مسئولیت آسفالت سازی دهان‌مان را به عهده گرفته‌اند. این روزها هم که همه دهان ها خاکی! وقتِ این دو نهاد پر و سرشان به غایت شلوغ است. خدمت میکنند و زحمت میکشند بندگان خدا! آن هم جهت رفاه و آسایش حال ما ملت! بگذریم! در آخر ولی یکی از آزمون های ممتد و پیگیری که امانم‌ را بریده تقدیم میکنم. پدر بنده عاشقِ برگزاری آزمون است؛ در حدی که چند باری ابراهیم خدایی، رئیس سازمان سنجش شخصاً به دیدار پدرمان آمد و پس از انجام مراتبِ کف بریدگی و هنگاوری، بطور رسمی از پدرمان خواست که حاجی! از آزمون برگزار کردن برای این بدبختِ بلند بکش بیرون! قول میدهم در کنکور سال آینده، مراقب آزمونت کنم! که پدر پس از تقدیم‌ یک پوزخندِ کج، مراتبِ ناک اوت کردن و کبود سازی اِبی را انجام داد که بیشین بیریم باباع حال نعاریم! ولی آزمون پدر چیست که همه عالم که نه، صرفاً تد داغانِ اوست؟! یکی از محل های برگزاری آزمون سفره‌ی غذا است و مراحل برگزاری آزمون به این شکل که پدر هنوز به غذای خود لب نزده، تکه‌ای از گوشتِ غذای من را به دندان میکشد و میخورد! و اگر هم‌ اعتراضی کنم،‌ برای دوازه هزارمین بار با این‌ جمله روبرو میشوم که: یک بار خواستم امتحانت کنم! ببین چی کولی بازی‌ای در آوردی! من این همه زحمت کشیدم و این همه عمر کار کردم و تو ر به اینجا رساندم، میتانی چنار هرس کنی الان، اونوقت بخاطر یه تیکه گوشت اینجوری میکنی؟! خاک بر سرت! بدبخت! شکم پرستِ دنیا زده! ملعون و ... ( اغراق )

خوب دوستان! من از همین تریبون که میدانم پدر به آن دسترسی ندارد از او میخواهم که پدر جان! فدای دندان و دهان مبارکت شوم،‌ محض تنوع هم که شده یک بار مرا با پیاز امتحان کن و مورد آزمون قرار ده! نا امیدت نمیکنم به والله! والااااااع!

  • ۹۷/۰۴/۲۹
  • Neo Ted

نظرات (۱۶)

  • آسـوکـآ آآ
  • اصن عنوان رو دیدم خون ذوق زیر پوستم دوید :))
    خدا حفظشون کنه و اینکه حق دارن
    (خدایا مرسی که یک نفر تد رو حریفه :دی )
    پاسخ:
    خدا از داغانی کمت نکنه با این‌حال!
  • آسـوکـآ آآ
  • انشاالله :دی
    پاسخ:
    :))
    خدا حفظشان کنه ان شاءالله ولی پسر کو ندارد نشان از پدر!! ((:
    پاسخ:
    کو؟!
    در لایه های عمیقتان نهفته ست، زمانِ بروزش نرسیده! D:
    پاسخ:
    اووووپس :)))
    همون اول برو تو آشپزخونه از غذای پدر کمی بخور، خواستی هم کمی بیشتر، اگه هم ایشون خواستن شمارو امتحان کنن حداقل شما جزو سابقون هستی :)
    اینطوری هم پدر امتحان گرفتن هم شما قبول شدی :)
    پاسخ:
    غذا فقط سر سفره سرو میشه :))
    کار شما از صبر ایوب هم گذشته دیگه 
    پاسخ:
    دگه دگه
    از تو قابلمه بردار حداقل دلت خنک شه :))
    پاسخ:
    نمیذارن :))
    یک مقدار اندکی نبودم روا نبود این همه تغییرات اینجا
    پاسخ:
    تغییر از صفات مومن است!
  • علیرضا آهنی
  • :)
  • حامد سپهر
  • دست بالای دست بسیار است:)))
    پاسخ:
    بله بله
    گوشت رو تقدیم پدر کنید بینیم باع :| زبان‌درازی علیه پدر در ملاعام؟ :] 
    پاسخ:
    شما ر هم دیدیم سر ظرف شستن!
    آقا کامنت منو حذف کن :| پست بعدیم در پیرامون ظرف شستنه :| غلط کردم :|
    پاسخ:
    دگه دیره! راه برگشتی نیست! منتظر پستت هستم!!
  • چارلی ‌‌‌
  • به به چه قالب قشنگی :-"

    + صرفا چون دیدم جای همچین کامنتی توی این پست خالی بود  :|
    پاسخ:
    :)))
    ممنون که به فکر جاهای خالی وبلاگم هستی :|
  • آفتابگردون...
  • گشنه! حالا نمردی که!
    جامه دران و نعره کشان اومدی پست گوشتای نخورده تو گذاشتی :/
    دیده فرو بر به گریبان عه!! با اون مناظر خوشکلی که تو میبینی و عکسش دل ما رو اب میکنه، من اگه بودم کل سهمیه غذاتو قطع میکردم:/ دیگه نهایت روزی یه کاسه اب دوغ خیار میذاشتم که بی "تد" نشیم!
    اصن تو که وبلاگت ک بیخودکی حذف نشده یا لپ تاپتو که ازت نزدن :(((
    پاسخ:
    برو داغان بررررروع :)))

    چوب خدا صدا نداره! عذاب الهی اینگونه بر شما ظاهر گشت! باشد که رستگار شوی!
  • آراگُل ‌‌
  • بدبختِ بلند! شما هنوز اصرار داری بلند بودنتو به رخ ما بکشی؟ D;

    :: راستی خوش‌رنگ شده اینجا ((=
    پاسخ:
    یه مسئله‌ی غیر قابل انکاره :)))

    خوش‌رنگ میبینی. خوب هستی خودت؟! زنده‌ای هنوز؟ 
  • آراگُل ‌‌
  • صد در صد D;

    بله خوبم، خیلی ممنون. زنده هم که میبینی هنوز هستم ((= خودت چه‌طوری؟
    پاسخ:
    :)))

    خدا ر شکر :))) عه راست‌ میگویی :))) ما هم خوبیم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی