مردی به نامِ نِئو

بیخیال لطفأ!
مردی به نامِ نِئو

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس نوشت: یه کهکشان تو نگاهت بود پسر! بی‌مقدمه بهت میگم: کهکشانت رنگ و بوی بیگ‌بنگ گرفته!
📌تصویر هدر مربوط به پوسترِ فیلمِ A Man Called Ove هستش که یه خورده دستکاری شده فقط!

طبقه بندی موضوعی

نگرانم

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۵ ب.ظ


چند وقتی هست که بلافاصله بعد از اینکه اسمِ وبلاگ و اتفاقاتش میاد، این تصویر ناخود آگاه تو ذهنم نقش میبنده! یعنی قشنگ تعدادی خاله زنک جمع شدن دورِ هم گل فشانی میکنن. طیفِ موضوعیِ بحث ها هم گسترده س خدا ر شکر! از آموزشِ جدید ترین مِتُد مخ زنیِ سوژه ی موردِ نظر، یعنی دخترِ طفلِ معصوم، توسطِ دخترِ بابا، به پدر برای ازدواج مجدد بگیر تا حمله های متعدد به سمتِ رکورد خواستگاری های متعدد تر، برای ازدواج مجدد و حصولِ هَوو برای زنِ اول و یا اتفاقاتِ مَد [ خیلی فشار بهم میاد بنویسم مدرسه مثلأ ] و کانون زبان و حرف زدن پشتِ سرِ رفقا و معلم ها و به سخره گرفتنشان و یا هم دانشگاه و دوست های اجتماعیِ متعدد که فقط اجتماعی هستند و هیچ خاصیت خاصِ دگه ای هم ندارن مثلأ و شرحِ بی اخلاقی ها و بی ادبی های اتفاق افتاده در فضای دانشگاه با افتخار و تشویق و کف و سوت و هورای حضار. دسته ای از دوستان هم با دقت و خلاقیتِ خاصی، در پیِ فلسفه بافی های سقراط طورانه برای کوتاه کردن مو هاشان یا فرفری بودن مو هاشان  یا غم و بغضِ فراغ و دوری از فرفری موی دلبرشان هستند. تهِ خلاقیت مان هم شده فعال کردنِ تیکِ ناشناس و جابجایی مرزهای مزخرفیت با اکانتِ ناشناس در جواب به اینجور پست ها و مطرح کردن سوالاتِ پوچ و بی خاصیت و برگزاری چالش های ارسال عکس چشم و گوش و توی حلق و غدد فوق کلیوی و روده های بزرگ و کوچکِ بلاگر ها. یه سریا هم هستن به غلط نوشتن کلمات افتخار میکنن و اون رو یه سبک میدونن! میشه بهش گفت سبکِ داغانیسم! اونایی هم که ادعای نویسندگی دارند و واسه خودشون دم و دستگاهِ مکتب و مرید راه انداختن و پند ها و نصیحت ها و پیام های آموزشی شان تو فضای بلاگ ویز ویز میکنه، یه عده شان که کلأ نمینویسند، یه عده شان هر ماه شاید اگه حال کنن یه پست بنویسند، یه عده هم که همون بهتر که ننویسند. بعضیاشونم که یه نگاه به آرشیو مطالبشون میندازی، یه پستِ درست درمان که حرفی واسه گفتن داشته باشه پیدا نمیکنی! فقط و فقط ادعا! 

آدم خوبه با هر چیزی که از خودش بیرون میندازه و محصول ذهنشه، یه چیزی رو ثابت کنه! الآن اوضاع خیلی جالبه! یکی خیلی تلاش میکنه ثابت کنه خیلی خبیث و بی اخلاق و خلافِ انسانیت عمل میکنه که داره به پدرش آموزش مخ زنیِ دختر مردم رو میده که از هیچی خبر نداره! یا یکی میخواد با پست هایی که از روابطِ نامحدودش با جنس مخالف و به عنوان دوست داره، هرزگی و یا بی بند و باریش رو ثابت کنه؟! یا که مثل یکی دیگه با خاطراتِ تمسخر و غیبت و توهین و سرکار گذاشتن بقیه، سطحِ ادب و فرهنگ و شخصیتِ خودش و خانواده ش رو به رخ بکشه؟! یا هم که میخواد با راه اندازی مکتب خانه و نظامِ استاد و مرید و پاره نمودنِ لایه ی اوزون با ادعا ها و نقد های نویسندگی، و عدم وجود یک مطلبِ خلاقانه و خارج از بحث های نقد و نصیحت های پیرمردانه به بچه های خردسال، تهی بودنِ قلمش از جوهرِ خلاقیت و نوآوری رو نشون بده؟! یا هم که میخواد پویشِ #آری_به_هووی_زنِ_اول ر لابلای پست های خواستگاریتش جا بندازه؟! یکی هم نیست بگه تو که کلاس آموزش لالایی برای خواب های طلایی ر بلدی، خودت چرا از بی خوابی رنج میبری استاد؟! آرشیو مطالبت رو یه نگاه بنداز! تار عنکبوت بسته حاجی! 

واقعأ ما تو بیان و بلاگ چیا رو داریم ثابت میکنیم؟! خاله زنک بازی و قربون صدقه رفتن های فضایی زیر پست ها؟! آموزش مخ زنی؟! فلسفه بافی با بافتِ مو و کوتاه و فرفری بودنِ موهامون اونم با افتخار؟!  یا به بی سوادیمون با غلط نوشتن کلمات؟ یا به عدم تهعدِ اخلاقی و بی بند و باری، زیر پوششِ دوست های اجتماعیِ قبل از ازدواج؟! تمسخر و غیبت و توهین و تحقیر و بی ادبی؟! وقاحتِ تمام داره از تک تکِ پست های برخی بلاگ ها میزنه بیرون و کسی عینِ خیالش نیست. کسی عینِ خیالش نیست که بیان و وبلاگ نویسی داره به فنا میره. اونم زیرِ فشارِ چرخ دنده های فلسفه ی "وبلاگِ خودمه، هرچی دوست داشته باشم توش مینویسم و به هیچکسی هیچ ربطی نداره!" بله دوستان! بنده نگرانم! نگرانِ فضای حاکم بر بیان و وبلاگ نویسی. نگرانِ  وبلاگ نویسی ای که داره نابود میشه. وبلاگ نویسی ای که دیگه محتوا و پیامِ خاصی نداره. شده چاه توالتِ یه عده از بلاگر ها، که هر وقت از زندگی سیر شدن و از بدبختی ها و غم و اندوده های جهان حالت تهوع گرفتن، بیان و پنل مدیریت وبشون رو باز کنن و بالا بیارن توی وبلاگ و جلو روی مخاطب! که چی؟! که تخلیه شم! بله دوستان. خیلی از ما وبلاگ رو با چاه توالت اشتباه گرفتیم. تبدیلش کردیم به مکانی برای تخلیه کردن بدترین حس های ممکن. تهوع آور ترین مسائل زندگی. حس و حال خوب و باحال باشه واسه اینستاگرام! تخلیه افکار و احساسات بد نیست دوستان. این بده تقدس فضای وبلاگ نویسی رو بذاری زیر پات و اون رو فقط واسه تخلیه ی حس های منفی بدونی و حس و حال مثبت و خوبت رو جای دیگه تخلیه کنی. نگرانم دوستان! نگرانِ وبلاگ هایی که تار عنکبوت بستن و خبری از بروز رسانی نیست، ولی کانال تلگرامی و پیج اینستای بلاگرشون هر روز داره بروز میشه! نگرانم دوستان! نگرانِ بلاگرهایی که با سفید کردن صفحه ی وبلاگ و یه خط شعر و متن فلسفی خداحافظی میکنن و بعد چند روز برمیگردن اندازه پفک هم ارزش و احترام قائل نیستن واسه نگرانی و اضطراب و احساسِ مخاطب هاشون! به سخره گرفتنِ مخاطب ها و نگران کردنشون و توهین به شعورشون، شده تفریح یه عده! نگرانم رفقا! نگرانِ حل شدن وبلاگ نویسی توی بی محتوایی و حس و حالِ منفی و تهوع آور. نگرانم دوستان بلاگرم! نگرانِ رفقام! نگرانِ روزی که وبلاگ نویسی رو به سقوط و انحطاط بره و ما سرگرمِ مخ زنی و هوو بازی و فرفری موی غزل سازی و خاله زنک بازی و شاخ بازی باشیم! 

* اگه حس کردید بخشی از متن منظورش شما بودید، باید بگم درست حدس زدید! منظورم  دقیقأ خودِ شما بودی :))) 

* تکرار و چرخشِ معضلاتِ بیان تو این پست، ارتباط مستقیم داره با تکرار و چرخه ی معضلاتِ وبلاگ نویسی تو همین فضا!  گیر افتادیم توی یه چرخه ی مخرب و مزخرف!

  • ۹۶/۰۹/۲۵
  • Neo Ted

نظرات  (۶۶)

  • خونه مادری
  • هرچند متن داغانی بود به لحاظ تکرار الفاظ
    اما خوب بودو تکرار الفاظش لازم بود:)
    پاسخ:
    هیچ تکراری بی حکمت نیست! ;)
    همشو خوندم :))
    بهم هیچ جاش برنخورد، چون اگه یوقتم یجایی منظورت با من بود، که نمیدونم اره یانه، متوجه نشدم :/
    و اینکه فقط اون چاه توالته حالمو بد کرد :))
    هم میتونم باهات موافق باشم، هم نه!
    می‌تونم موافق باشم چون تا یه حدودی، حرفاتو قبول دارم
    و موافق نباشم چون نمیدونم منم جزوشون هستم یانه!
    اگه فهمیدی چی گفتم واسه منم توضیح بده. چون خودم نفهمیدم :/
    پاسخ:
    کلا وضعیتِ گنگی داری :))))
    به منم برنخورد :|| 
    راستش خیلی جاهاش واقعا محسوسه متاسفانه.
    هیییییم واقعا باید یه فکری بکنیم.
    الان این پست باعث شد از کلیک کردن روی کلمه "انتشار" یه پست صرف نظر کنم. :)
    پاسخ:
    خدا ر شکر :))
    متأسفانه!
    منتظریم.
    عمق تأثیر گذاری ر حال کردین فقط؟ #))))
    اینم از متن:/
    حق دارم کاملا بجای خودزنی ، ove زنی کنم:))))
    خدایی همه جای متن من بودم:/
    یسری جاهاشو که مخالفم خب ، ولی میتونم بگم خیلیاشم درست بود:((
    پاسخ:
    هرکی نظری داره و آزاده بیانش کنه :) 
    با هرجاش که مخالفین بگید بحث کنیم :)
    بحث مال اساتیده. من فقط حاضری بزنم برم. 
    پاسخ:
    یه چایی بودی حالا
    آخی :/
    منِ بیچاره‌ی گنگ :|)
    پاسخ:
    نظرتان ر میگم
    خودمم همینطور!
    پاسخ:
    و من الله توفیق :))
    صدق اللهُ العلی العظیم :|)
    پاسخ:
    #|
    والا چی بگم...
    شما همه چیو گفتین دیگه من با کجاش مخالف باشم:/
    پاسخ:
    خا میگید مخالفید با یه سری جاهاش :))
    با ورود هدفدار و مهندسی شده شبکه های اجتماعی به زندگیامون همه چی تعریفش عوض شد. وبلاگ نویسی هم. متاسفانه وبلاگداران خوب هم با پیوستن به شبکه های اجتماعی به این اتیش دامن زدن و چند سالی هست وبلاگ نویسی به اون معنایی که میشناختیم دیگه وجود نداره. دیگه حرفی باقی نمیمونه. 
    پاسخ:
    دقیقأ. یکی از مهمترین دلایل به فنا رفتن این فضا همین بود
    الآن من شامل کدوم بخشِ این پست بودم؟ :)))

    پاسخ:
    من گفته بودم هستید؟
    آره خب..
    ولی میدونم بگم فایده نداره دیگه!!
    .
    من ناراحت نشدما ، ولی خب من که چندین بار خواستم برم چون نمیتونم خوب بنویسم ، ولی حتی خود شما هم گفتید نرو...اگه میرفتم بهتر بود شاید یکم رو متنام کار میکردم و بهتر میشدم:/
    پاسخ:
    خا همین دگه! راه حل رفتن نیست. راه حل بیشتر فکر کردن و تمرین کردن و نوشتنه. همین پستِ اخیرتان، هرچند با محتواش زیاد حال نکردم، ولی خوب نوشته شده واقعأ :)) و نشون میده که میتونید. پس بتونید و بنویسید و خوب بنویسید.
    نه منظورم این نبود که شما گفتید هستم یا نه؟  :)
    منظورم این بود که اگه بخشیش شامل حال منم میشه رُک بهم بگید که تصحیحش کنم, همین! :)
    پاسخ:
    نه خا. من به هیچکس مستقیم نمیگم :)
    و خب می‌دونی٬ این فضای تهوع‌آمیزی که شکل می‌گیره و شبیه اینستاگرام بی‌فکر و بیهوده‌س٬ اون بچه‌هایی که خوب می‌نویسن رو هم زده می‌کنه. دیگه هیچ فضایی نیست که بشه سالم نوشت و ارتباط سالمی با مخاطب داشت. نتونستیم جای درست هر رفتار رو تشخیص بدیم. تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک و وبلاگ و الخ٬ همه‌شون از حیث محتوا شبیه هم شده‌ن. چاره برای ما مخاطبایی که دنبال نوشته‌ی خوبیم٬ فقط اینه که بگردیم و تک و توک وبلاگ‌ها و کانال‌ها و صفحات اینستاگرامی رو که هنوز مقاومت می‌کنن در این محیط‌ها و خوب می‌نویسن٬ پیدا کنیم و نذاریم انگیزه‌شون بمیره.
    پاسخ:
    بله متأسفانه. موافقم. فرهنگ استفاده ی درست و بجا از هر چیزی رو خوب یاد نگرفتیم. هرچی که اومد هول هولکی ریختیم توش و با هیجاناتِ مسخره و بدون آگاهی ازش استفاده کردیم و از محتوا و استفاده ی درست دور شدیم.
    پس که اینطور! :)
    پاسخ:
    به همین برکتِ واصله!
    کسی میتونه خوب باشه ، که اکثر پستاش خوب باشه و حرفی برای گفتن داشته باشه:))
    نه من که هنوز حتی یکسالم نشده وبلاگ دارم و تازه نزدیک دوساله مینویسم...
    احتمالا نباید انقدر زود وارد فضای وبلاگ میشدم ولی خب اون موقع تشخیصم این بوده لابد که وبلاگ داشته باشم..!
    پاسخ:
    موافق نیستم. حکایت وبلاگ نویسی و هرچیزی مثلِ راه رفتنِ بچه س. باید از ابتدا تلاش کنیم واسه راه رفتن و چار دست و پا راه بریم و زمین بخوریم و زمین بخوریم و زمین بخوریم تا راه رفتن رو یاد بگیریم. به مرور و با تلاش برای بهتر شدن. نه که فقط درجا بزنیم.
    الان واقعا من متنای قبلیمو بدم بخونین ، متوجه میشین فرق کرده...ولی مشکل اینه که گاهی یسری چیزا نوشته میشه که مثلا یا عصبانی بودم یا هرچی...! و خب دوست داشتم تو وبلاگ باشه برای بعده ها..
    این نوشته ممکنه در مورد سامان باشه ، در مورد انشایی باشه که رفته منطقه ، در مورد مادر باشه یا در مورد خودم اصلا!!!
    و من خودم هیچوقت ادعای نویسندگی نداشتم و چیزی هم میگم جز شوخی قصدی ندارم! بارها گفتم بهتون که قلم شما خیلی خوبه و قطعا سبک نوشتن هرکس فرق داره و من تو سبکایی که مینویسم اگه یه محور اعداد رو در نظر بگیریم من از صفر اومدم شیش ، هفت!!!! خودتون سطح رو متوجه بشید دیگه:))))

    پاسخ:
    امیدوارم روز به روز بهتر بنویسید به هر حال.
    ولی تد٬ به‌نظرت به‌خاطر کم‌کاری ما نیست که سکوت کردیم و گذاشتیم این روند گسترش پیدا کنه؟ تقصیر ما نیست که در برابر بلاگرهای خوب هم سکوت کردیم و ناامیدشون کردیم از نوشتن؟ 
    پاسخ:
    چرا که نه! زیر همین پست های بی محتوا و حاشیه ای، خیلی بیشتر از پست های قوی و ارزشمند بحث و تبادل نظر میشه. همین خیلیا رو زده میکنه و باعث کوچ نویسنده ها به تلگرام میشه. چون واقعأ وقتی مخاطب و نظر نداشته باشی، فرق تلگرام با وبلاگ تو چیه؟!
  • آندرومدا :)
  • دیگه کاریه که از دستمون بر میاد :|
    پاسخ:
    کار که نیست! باره :| داغان :)))
    دیدین پس میگفتین مخالفم بگم فایده نداشت:))))
    ولی جدی تا حالا کسی اینجوری منو نقد نکرده بود:/
    تازه فهمیدم شاید نظر دنبال کننده هام هم همین باشه که امیدوارم نباشه
    پاسخ:
    فایده ش که بستگی به شما داره کلا. همه چی به شما بستگی داره.
    من سعی میکن بهتر بنویسم!
    خواهشم اینه از هرکی که متنامو میخونه که جاهایی از متنام که خوب نیست یا نباید نوشته میشد رو بهم بگید:)))
    پاسخ:
    دمتان گرم. همین خیلیه.
    دوستان بهشان بگید :)) گناه دارن 😂😂
    کلا شما تا منو اذیت نکنید روزتون شب نمیشه:)))
    واجب شد تو مسیر مشهد گرگان پیاده شم بیام حضورا یه صحبتی بکنم باهاتون:/😂
    پاسخ:
    مثل نماز واجبه اصن :))))
    تشریف بیارید یه چایی در خدمت باشیم :)) 
    کاملا نگرانیتو درک می‌کنم
    بد فضایی شده. من خودم خیلی از بیان دور شدم و دلم می‌خواد برگردم. وبلاگ خوندن و نوشتن از دستم در رفته. فقط یه کانال دارم اونم واسه تخلیه ذهنیم و به صورت هیجانی. این خیلی بده. می‌خوام که برگردم. بلاگ جدی بشه. راس و ریس بشه صاف و صوف بشه. نباید بذاریم اینجوری بشه. 
    یه پیشنهاد دارم. بیاید دست به دست هم بدیم یه حرکتی بزنیم
    پاسخ:
    همون حرکتِ رادیوت کافی بود :/ کیک خور :/ :))))
    چرااا فقط منو اذیت میکنین:/😅😂🙊

    یه نکته یادم اومد بگم این وسط! خیلی وقتا خواستم متنایی که مینویسم و تو وب نمیذارم رو بدم به شما بخونین نظر بدین ولی روم نشده:/ الان بعد چندین ماه گفتم بگم بهتون😅😅😅😂🙊

    کوچیک بودم اومدم ظاهرا ولی خیلی وقته گرگان نیومدم!
    پاسخ:
    نه بابا. تنها شما نیستین. خیلیا هستن :)))

    ما در خدمتیم.

    البته که ما چند وقتی میشه که گرگان نیستیم دگه :)) 
    خوبه:/ احساس تنهایی نمیکنم😂🙊
    خیلی هم ممنون:)
    عجب! :)))
    پاسخ:
    هیچکس تنها نیست! همراه اول :))) ove!
    نوش جان
    مشدی رجب
    جدی میگم تد :/
    یه کمپینی یه لیستی چیزی
    حالا که پست نوشتی کمک کن حلش کنیم
    پاسخ:
    یه فکرایی دارم. 
    حرفی نیست. :)
    پاسخ:
    نه پس! بفرمایید حرفی هم باشه :/ :)))
    از همه خاله زنکانه تر همین پست خودت بود مستر اوه!:)
    تا بوده وبلاگنویسی همین بوده،کسی مبنای مشخص براش تعریف نکرده‌که ایهاالناس وبلاگ برای اینه که این مدل مشخص توش بنویسی و از این خط رد نشی و مرتب و طی این بازه ی زمانی پست بذاری و این حرفا!
    یه چیز سلیقه ایه!
    اگه اینطور باشه همین الانشم میشه هزارتا ایراد به وب خودت گرفت!
    مثلن همین که هرچندوقت یه‌بار یه پست میذاری در‌نقد یه بلاگر مشخص و ازش انتقاد میکنی و بهش میتوپی،مریدانتم در تایید پستت تو‌کامنتا علاوه بر جامه ی خودشون،جامه ی اونی که مخالفت میکنه م می درن!:)
    زشته این کارا فرزندم...برای وبلاگت و چیزی که توش منتشر میکنی ارزش قائل باش:)
    پاسخ:
    حکایتِ شما حکایت همون قضیه ی فحشه که طرف میندازه رو زمین صاحابش خودش میاد برمیدارتش خانم :))) همین امثالِ شما هستن که با دفاع های بیجا و توجیهاتِ مسخره باعث منحرف شدن و به فنا رفتنِ فضای وبلاگ نویسی و تشویق بقیه به مزخرف نویسی شدن. یه نفرم که میاد نقدی به این جریان کنه متهم میشه :))) خیلی باحالی وجدانأ. 
    من اشخاص رو نقد نمیکنم! جریان ها رو نقد میکنم :)) اگه توانش رو داری و در حدی هستی که بخوای دفاعِ منصفانه و منطقی کنی منتظرم :)) با این حاشیه پردازی ها و مزه پراکنی های سطحی چیزی حل نمیشه.
    زشت اینه که به لجن کشیده شدنِ وبلاگ نویسی رو ربط بدی به سلیقه و مبناهای مزخرف و از این چرخه و سِیرِ نزولی دفاعِ هم کنی دخترم :)) سعی کن به شعور و فهمِ بقیه احترام بذاری و رو هوا و تعصب چیزی ساطع نکنی بیرون دخترکم :)) 
    😂😂😂

    باز هم تچکر بابت خوندن متن:))
    پاسخ:
    قابل نداره حالا. مهمان ما باشید :))
    حرف که زیاده ولی سکوت بهتره فی‌الواقع. :)
    پاسخ:
    سکوتِ قلبتو بشکن و برگرد. نذار این فاصله بیشتر... عه ببخشید این آهنگ بود :)) 
    ولی خارج از شوخی حرفی هست بزنید. تعارف ک نداریم.
    وای جواب کامنت بالایی من😂😂😂😂😂
    دخترم و دخترکم عالی بود😂😂
    :: من عادت دارم کامنتا رو بخونم🙊😅
    پاسخ:
    کار خوبیه :)) اح سنت
    اشخاصو‌نقد نمیکنی؟!
    اون پستی که راجب سینا و سولانژ نوشته بودی چی بود پس؟!
    چون اونموقع تد بودی اینا حساب نمیشه؟!:)
    هرکسی‌ تو یه سطحی مینویسه،به چشم کسی که سطحش از تو بالاتر باشه م وب تو سرتاپا ایراده،ولی نمیاد اینطوری توهین و تحقیر کنه!دکمه ضربدرو میزنه و تموم
    پاسخ:
    یادم نمیاد اسمی برده باشم :)) وقتی اسم نیست یعنی نقد تنها به شخص وارد نیست. اون اشخاص فقط واسطه شدن تا جریان ها نقد شن. فهمش انقدر سخته دخترم؟! 
    توهین و تحقیر؟! از کی تا حالا نقد و طنز و شوخی توهین و تحقیر تلقی میشه؟ :)) ظرفیت نقد و شوخی ندارین من شرمنده ام :))

  • هَشْتْ حَرْفى
  • وبلاگ نویسی تو دنیا قوانین خاص خودش رو داره. اینجوری هم نیست که مثلا فیس بوک بیاد و وبلاگ نویسی رو از بین ببره. اتفاقا خیلی مهم هم هست و دیدم که اگر فردی تو دنیا جزو مشاهیر باشه و وبلاگی هم داشته باشه، تو بیوگرافیش از وبلاگش استفاده میشه. تو دنیای سیاست هم تاثیرات وبلاگ نویس ها زیاده و بسیار جدی هم هست. تو اخبارهاشون دیدم که میگن فلانی تو وبلاگش چی نوشته و چی گفته.
    وبلاگ فارسی هم یه زمانی اینجوری بود تا اینکه باز کشش نداشتیم و زنجیر پاره شد. شیرازی رو کشوندن دادگاه و دلسرد شد و دیگه واسه ش مهم نیست بلاگفایی باشه یا نه. سود اون تبلیغات بالا سمت چپش باشه و  بقیه ی سودهایی که به هر حال هست، بسه واسه ش. هزینه ایم نمیده حداقل. پای حقوق وبلاگ نویسی هم دیگه وانساد. تا دوستان فیلتر میکنن، اینم زود از دسترس خارج میکنه.
    نتیجه اینکه همه چیز دست به دست هم میده تا فاجعه رخ بده. فقط نویسنده ها نیستن. 
    پاسخ:
    ممنون بابت نظرِ جامع و کاملت. 
    پس شما هم موافقِ بنده هستی که وبلاگ نویسی اصول داره و رو هوا و هر دمبیل نیست؟!
  • شادوَرد __
  • موافقم. باید بیشتر کتاب بخونم.
    پاسخ:
    بخوانیم همه :)
  • زِدْ عِِـچْ آرْ …
  • سکوت می کنم
    پاسخ:
    همه ساکتا :)) همه روزه سکوت بگیرا :)) بابا بیاید حرفاتان ر بزنید. چند تا رفیقیم داریم با هم حرف میزنیم دیگه.
    " با اجازه جناب اوه "
    @Masi Rika
    دقیقا ایشون کی اسم شخصی رو آوردن و توهین کردن؟ 
    آدم باید جنبه نقد داشته باشه دوست من:)))
    اگر هم کسی به وب ایشون نقد داره بیاد بگه ... تا جایی که من میدونم ، همیشه از نقدای به جا استقبالم کردن:))))

    پاسخ:
    اجازه نمیخواد ک. این پست واسه بحث و تبادل نظر نوشته شده اصن. راحت باشید همه. کسی کسیو نمیبلعه :))
  • زِدْ عِِـچْ آرْ …
  • در ظاهر سکوت نمودیم اما در باطن تصمیماتی اتخاذ کردیم#|

    پاسخ:
    :)))))))
    بابا خفن. 007 :)))
    برای کسی که اون پستا رو خونده باشه حرفت بی معنیه و یه جور توجیه الکیه!ببخشیدا البته!!
    در کل...فک نمیکنم تو‌ زیادم نگران جو وبلاگنویسی باشی،بیشتر میل بی اندازه ای به حاشیه و بحث و جدل راه انداختن داشتی همیشه!:)
    با مریدات تنهات میذارم،اینم بدون اینکه همیشه زیر پستات انبوه تایید و به به و چه چه ه لزومن به این معنی نیست که خودت نمیتونی جزو‌اون دسته هایی که بالا گفتی باشی!:)

    @ام اچ
    حدودن یه سال پیش:)
    پاسخ:
    قطعأ واسه شما اینطور به نظر میاد :)) با توجه به نظریه ی درخشانی که تو کامنت اول در فشانی کردد بیش از این هم انتظار ندارم ازت :)) این مخالفتِ امثال شما واسه من افتخاره #)) دمت هم گرم. خدا حفظت کنه دخترم :)))
    خدا ر شاکرم یکی مثل خودت و رفقات بیان منو جز این دسته بندی قرار بدن :)))) مثل قضیه قبلی. سنگ هایی که امثال شما به طرف من پرت میکنید رو خیلی وقته دارم جمع میکنم و دیوار میسازم دورم :)) ولی به وقتش هم با اینجور پست ها برجک های مزخرفتون رو میزنم و خوشحالم که خودتون میاید و با کامنت هاتون مهر تأیید میزنید به حرفام :)) من بحثم گسترده بود. ولی شما اصرار داری که محدودش کنی. چون خودت و اونایی که داری ازشون دفاع متعصبانه میکنی جزو همین گروهید :)) جرئت و توانِ دفاعِ منطقی هم ندارید. فقط پشتِ سرم خوب بلدید حرف و حدیث ببافید :))) جاتون هم همون پشته! 

    ولی خا بحثِ خوبی بود #)) ممنون بابت نظراتت. هرچند مخالف همیم. ولی چیزی از اصل قضیه کم نمیکنه!

    @Masi Rika
    هیچکس بی عیب نیست و کسی هم اینو نمیگه:)
    چه اجباریه بگید توهین شده؟؟
    بعدم شما تو قلب بقیه هم حضور دارید که ببینید قصدشون از گفتن این حرفا چیه؟ و نگران هستن یا نه؟
    این حجم از قضاوتتون رو درک نمیکنم:))
    حالا که بحثش شد بزار بگم^__^
    یکی از دلایلی که رفتم این بود که دنیای وبلاگ نویسی اونی نبود که اونقدر ازش تعریف و تمجید شنیده بودم،یا بهتر بگم نتونستم اونجوری دوست دارم ازش استفاده کنم،قبلش فکر میکردم آش خیلی دهن سوزیه، ولی فهمیدم آش خوردن سخته،کار هرکسی نیست،باید مراقب دل تک تک آدمایی که میخوننت باشی،و حتی مسوول اون وقتی که صرفت میکنن هستی:))
    پاسخ:
    دقیقأ همین. ما همه مسئولیم!
    منم هستم.
    پاسخ:
    بودنت ر هم دیدیم قبلا :)))
    انقدر وبلاگ نویسی رو دوست دارم که تا الان مقاومت کردم درباره ی کانال زدن و اینستاگرام رفتن. 
    ولی به نظر من هر کسی هر چی دوست داره می تونه بنویسه، این ما هستیم که باید انتخاب کنم کدوم وبلاگ ها ارزش دنبال کردن دارن.
    پاسخ:
    منم گفتم که همین منطق داره وبلاگ نویسی رو نابود میکنه.
    منتظر این پست بودم تا بخونمش
    خوندمش
    خوندمش و بهم برنخورد
    خوندمش تا رسیدم به اینجا:
    "نگرانِ بلاگرهایی که با سفید کردن صفحه ی وبلاگ و یه خط شعر و متن فلسفی خداحافظی میکنن و بعد چند روز برمیگردن اندازه پفک هم ارزش و احترام قائل نیستن واسه نگرانی و اضطراب و احساسِ مخاطب هاشون! به سخره گرفتنِ مخاطب ها و نگران کردنشون و توهین به شعورشون، شده تفریح یه عده!"

    باید بگم من یکی از اون بلاگرهایی هستم که چند روز اخیر برای اولین بار صفحه ی وبلاگمو سفید کردم و به قول شما یه خط متن فلسفی (!) نوشتم و گفتم که اگه خدا خواست برمیگردم و میدونم نبودم تو فضای بیان مدت زیادی طول میکشه؛ اما من نسبت به خواننده هام بی توجه نبودم و براشون توی همون صفحه ی سفید، آخر متنم اینطور نوشتم:
    Telegram ID: @Ma3toor
    که راه ارتباطی خواننده هام با من باقی بمونه چون برای احساسشون و نگرانیشون ارزش قائل بودم و چقدرم نسبت به من لطف داشتن و دارن و حالم رو گه گاهی میپرسن؛ هرچند یه عده ای با رفتار نه چندان درستشون مسبب این شدن که من آی دیم رو بردارم و نخوام که شخص جدیدی بهم پیام بده!
    می خوام بگم من با بستن وبلاگم به هیچ وجه قصد توهین و جسارت به هیچ یک از خواننده ها و مخاطبینم رو نداشتم و اگر کسی فکر میکنه قصوری از جانب من رخ داده من همین جا از همشون عذرخواهی میکنم و امیدارم که من رو ببخشن...
    هر کسی که وبلاگم و نوشته هام رو می خونده میدونه که من چقدر بیشتر از نوشته هام خودشون رو دوس دارم که وقت میذاشتن و نوشته هام رو میخوندن. همه ی بلاگرها برای من جایگاه و منزلت به خصوصی دارن که برای همشون احترام قائلم و میخوام بدونن یه وقتایی آدما مجبور میشن دست به کارایی بزنن که براشون سخته ولی واجبه که انجامشون بدن، میخوام بدونن اگه رفتم، اگه وبلاگم رو بستم نیاز بود که فعل رفتن رو صرف کنم تا گره از کاری باز کنم...
    با همه ی این تفاسیر اگه بازم فکر میکنن که من اشتباهی کردم شرمنده ی همشون هم هستم و قول میدم بعد باز کردن وبلاگم دیگه نبندمش... یعنی بشه اولین و آخرین بارم....
    برام دعا کنید...
    پاسخ:
    طبیعیه که منظورم شما و امثالِ شما نبودن : ) گاهی اوقات اتفاقاتی تو زندگی میفته که مجبور میکنه آدم رو تا فاصله بگیره از اینجا. حالا به هر دلیلی. مسئله نحوه ی برخوردِ بلاگر با این رفتنه! یکی مثل شما راه ارتباطی میذاره و واقعأ قصد فاصله گرفتن هم داره، یکی هم شورش رو در آورده از بس رفته و اومده و ارزشی قائل نشده واسه بقیه! ولی خیلی خوبه که قبلش اطلاع رسانی شه تا یهو شوکه نشن ملت.
  • حامد سپهر
  •  اینکه شما در  کاری که میکنی و مطلبی که مینویسی اینقدر جدی هستی و تعصب داری و براش ارزش قائلی واقعا قابل تحسینه و ارزش داره
    اینکه یه نفر جرئت به خرج بده و این مطالب رو بنویسه با اینکه میدونه تقریبا به 80 درصد مخاطبا بر میخوره هم ستودنیه
    شما همه ی حرفاتو گفتی و نقد کردی ولی برای کسایی که نظر میذارن و نقدت میکنن خیلی جبهه میگیری و شدید الحن جواب میدی و این بنظرم خوب نیست و ارزش کارت رو میاره پایین سوای اون هم وقتی کسی نقد بکنه از موضوعی ولی راهکاری نشون نده این میشه همون حکایت عکسی که گذاشتین که بشینی گله گی کنی و ارهکار اصلاحی ندی

     شما توی محیط های اجتماعی با هر جور آدمی سرکار داری ضعیف قوی، تنبل ،زرنگ ،خسیس ،دست و دلباز ، مذهبی ، عیاش ، چشم چرون ، چشم پاک و..... اینجا هم یه نمونه از همین جامعه و آدمهاشه و باید بتونی باهاشون کنار بیای و اگه میتونی که بعید میدونم بتونی درستشون کنی و گرنه در جهت اصلاحشون قدم برداری
    اینکه شما فکر کنی یکسری آدمها رو با اون تقسیم بندیهایی که کردی بلاک کنی یا راهشون ندی به جمع یا وبلاگش نری که تحریمش کنی فکر نمیکنم چاره ساز باشه چون اون آدم مشتریهای خاص خودش رو به هر حال داره
    اینکه میگی با بوجود اومدن فضاهای مجازی جدید مثل اینستا و تلگرام و ... خیلی وبلاگها خلوت شده بنظرم اولا باید این واقعیت رو قبول کرد که چیزهای جدید جذابیت خودش رو بهرحال داره ولی مشتریهای واقعیه وبلاگها فکر نمیکنم به این راحتی دل بکنن و دنبال چیز دیگه ایی برن
    شما هر کاری هم بکنی تو این فضا خاله زنکها ، شاخها و مو فرفری ها وجود خواهند داشت مثل جاهی دیگه فقط میتونی پیامبری باشی که اطرافیان و قبیله ی خودش رو هدایت کنه و نه بیشتر
    موفق باشی

    پاسخ:
    دوستِ عزیز. من در جایگاهی نیستم که بخوام کسیو اصلاح کنم. چون دستِ من نیست اصلأ. توانش از دسترس من خارجه. قشنگ هم نیست. این فضا اختیار و آزادی داده به بلاگر ها. اختیار و آزادی رو که نمیشه گرفت ازشون. من فقط میتونم اندازه ی خودم نقد کنم و معترض باشم نسبت به این قضایا. در حدِ یه تلنگر که متوجه شیم.چه بلایی سر وبلاگ نویسی داره میاد. بقیه ش با من نیست. باقیش با بلاگر هاس که بشینیم فکر کنیم چطوری از این اختیار و آزادی به نحو احسن استفاده کنیم و به انحراف نکشونیم این فضا رو و مزخرف نویسی نکنیم! باید فرهنگ و شعورِ استفاده ی درست از وبلاگ نویسی رو داشته باشیم و استفاده کنیم.

    درمورد نحوه ی برخوردم که میگی شدید و جبهه گیری داره هم باید بگم شما انتظار داری در برابر کسی که به طرفت حمله میکنه و اتهام وارد میکنه و قضاوت میکنه و شدید حرف میزنه، بیام ازش تشکر کنم و با لبخند و مهربانی بیخیال همه حرف هاش بشم؟ نه حامد خان! من آدمِ عقب کشیدن و باج دادن و حرف نزدن نیستم! هرکی چیزی بگه، باید جوابشو بگیره. منم با قدرت از خودم دفاع میکنم و با کسی هم تعارف ندارم! 
  • حامد سپهر
  • در ضمن خیلی از مطالبی که دوستان مینویسن که بنظر شما جلف و هجو بدرد نخوره علتش تازه کار بودنه بلاخره نوشتن باید از یه جایی باید شروع بشه تا پخته بشه و به بلوغ برسه بهترین شاعرها هم از چرت و پرت نوشتن شروع کردن تا شاعر شدن
    پاسخ:
    از این چیزا گذشته. من فرق این چیزا رو با چیزایی که میگی میفهمم.
    بله حرفتون درسته ولی خب گاهی اونقدر یه چیزایی ناگهانی اتفاق میفتن که فرصت هر گونه واکنشی از ما گرفته میشه و باید سریعا دست به عمل زد!
    پاسخ:
    الله و اعلم
  • •✿ آرورا ✿•
  • (گلوی خود را صاف می کند) 
    ۱. مطلبتون خوبه ها، و لیکن باید دید به قصد "بگذارید هواری بزنم" نوشتید یا به قصد اصلاح. اگر اولیه که عرضی ندارم. اگر دومیه، که از ابراز نگرانیتون برمیاد که همین باشه، متنی که توش توهین وجود داشته باشه نمیتونه اثرگذاری خوبی داشته باشه. 

    ۲. یادمه اولین باری که وبلاگ زدم، داداشم گفت یادت باشه اگه می نویسی باید چیزی برای عرضه کردن داشته باشی، که البته این برای کسانی صادقه که وبلاگ رو به قصد تخلیه روحی نزده باشن... 

    ۳. من فکر‌میکنم مخاطب باید فهیم باشه و وبلاگ هایی که با نیازش سازگاره رو انتخاب کنه و پیگیری کنه... واقعا نیاز بعضی افراد همین حرفاییه که شما تقبیحش کردین، نیاز بعضی ها سفید کردن صفحه وبلاگشونه.‌.. 

    ۴. به نظرمن شما تخته گاز رفتین توی یه حیطه ای که ریشه ش توی جامعه ست و نیاز به بررسی عمیق داره ولی در کل تذکر خوبی بود

    و من الله التوفیق: )

    پاسخ:
    سلام و عرض ادب

    پاسخ کامنتتان ر در کامنت ها و پاسخ هاشون جستجو کنید. قبلا در موردش بحث و تبادل نظر صورت گرفته و جواب هم داده شده.
  • هَشْتْ حَرْفى
  • تا حدودی.
    پاسخ:
    خوب است.
  • •✿ آرورا ✿•
  • بله خونده بودم قبلا... ممنون از یاداوری
    پاسخ:
    خواهش میکنم. ممنون از شما بابت نظرتان.
    ((: جناب تد میگم بیایید یه بیانیه بزنید به در بیان و بگید ورود چه افرادی ممنوعه و چه پست هایی باعث توهین به دنیای وب نویسیه اونوتصویب کنید بقیه اونطوری که حضرت والا میفرمایند بنویسند بعله ((: مدیون میشیددبه جامعه وبلاگ نویسی اگه این کارو نکنید
    هرکسیم بی ادبی کرد و چیزی که حضررررررررت والااااااااااا میفرمادو انجام نداد تنبیه بدنیش کنید خوبه نه؟
    اخه نکه شما عقل کلی اخه نکه توخوبی بقیه که از خاطراتشون یا روابطشون یا هرچی دیگه مینویسن بدن..کلا همه بدن شما خوبی جناب..
    (((: بعله دوستان اخه نمیدونستن ریس بیان شمایی دوست عزیز که باید بگی کی چی بنویسه و چه چیزایی خلاف موازین اخلاقیه و چه چیزایی ادعاست فقط عقل شما میکشه اخه..بعله فقط شما خوبید و مریدانتون جهت تایید کردن پست های شما .


    پاسخ:
    کسی جلوی شما و هم فکران شما رو نگرفته خانم :)) تا ابد میتونید تو وبلاگتون بالا بیارید :)) همونطوری که تا ابد میتونید از دسشویی خونه تون استفاده کنید :)) والا کسی چیزی نمیگه :)) مخاطب پستِ من اونایی هستن که اهل فکر و پیشرفتن. چیزی ک از شما انتظار نمیره :)) 
    بفرمایید و ادامه بدید. انگشت فرو کردن تو حلق هم روشِ خوبی واسه تخلیه س! توصیه میکنم :))
    آها :) متوجه شدم :)
    درواقع بقیه عنن جناب تد جان گلِ این جمع عه :)
    ممنونم :)
    پاسخ:
    خوشحالم که به خودشناسیِ خوبی رسیدی :)) ولی به بقیه شناسی خوبی نرسیدی متأسفانه :)))
    نوش جانت
    به قول یکی از بچه ها اینقدر رو دادن بهت که خدایی خیلی روت وا شده ..
    دیگه داری چرت و پرت مینویسی .. البته تقصیر خود ماس چون واسه هر چیزی که میگی واکنش نشون میدیم .. به چپم بودی خیلی وقته ولی بچه ها گفتن باز چرت و پرت نوشتی اومدم خوندم ببینم چی عه قضیه ..
    این بار دیگه حتی به چپم هم نیستی .. راحت باش و زرت رو بزن شما
    پاسخ:
    از رو هم نمیری :))) خوشم میاد در برابر قهوه ای شدن مقاومتی نشان نمیدی و علاقه ی شدید داری که هی بیای اینجا یه چیزی بخوری و هی من قهوه ایت کنم و هی از رو نری! 
    برو این شاخ بازی هات ر واسه کسی کن که واست اندازه پشم گوسفند ارزش قائل شه! تو اگه شاخم باشی شاخِ بزغاله ای! در حدِ دهن و مغزِ ناچیزت مزخرف بباف! همینکه بعد هر تو دهنی ای که با این جور پست ها میخورین و میاین اینجا شروع میکنین بطور هماهنگ تفاله های تولیدیِ مغز هاتون رو پس میدید بیرون خیلی چیزا رو ثابت میکنه! برو بچه به زندگیت برس نذار بیشتر از این رنگ آمیزیت کنم! برو جانم. برو.

    من اگه باشم ، اون دست رو میزنم بلاک میشن راحت😅😂🙊
    پاسخ:
    نه باباع
    بذارید همه خوب بشناسن این تفکرات رو!
    اذیت میشم خودم!!
    پاسخ:
    من معذرت میخوام
    من چی گفتم که معذرت خواستید:/😓
    پاسخ:
    از طرف اونا بود :)))
    ترسیدم خب-_-
    پاسخ:
    :))))
    نترسید
    مطلبت خیلی خوب بود . اگر کمی اغراق توش نبود قطعا می ذاشتم توی قسمت ری پست.
    خیلی مطالب مهمی رو نوشتی .دنیای وبلاگ الان اینطور شده.
    ولی با قسمت وبلاگ خودمه نسبتا موافقم . اون شخص می تونه هر چیزی که دوست داشت بنویسه چون تریبون خودشه. اگر ما دوستش نداریم می تونیم نخونیمش .
    ولی با اینکه الان فضا خیلی تهوع آور شده خیلی موافقم . کسانی که فکر می کنند استادن و به قول تو آرشیو شون تار عنکبوت بسته . یا برخی از بلاگرها که چهارشنبه های هر هفته پست خداحافظی می زنن و شنبه هفته بعد شروع می کنن به نوشتن توی همون وبلاگ
    این پست شامل حال منم می شد . ولی یه کم اینطوری قضاوت کردن درست نیست . من فکر می کنم به نظر من خیلی هامون هم که می خوایم خوب بنویسم نمیشه . می دونی شرایط یه طوری شده خود من خیلی ایده های خوبی برای نوشتن به سرم زده ولی گفتم وا برای چی بنویسم. اولا که به خاطر توهین هایی که بهم شده و قضاوت ها دارم ناشناس می نویسم! یعنی هرچی بنویسم به اسم خودم نیست و رو هواست.
    همانطور که گاهی پست های قدیمی خودم رو توی برخی از کانال های تلگرام می بینم . و حتی نمی تونم داد بزنم که بخدا اینا مال منه!
    همین مساله ها باعث میشه که آدم آروم آروم ننویسه
    من عاشق آی تی و کامپیوترم . اگر بشینم از گجت جدید تا تجربه های نمایشگاهی بنویسم کی میاد نگاه می کنه
    همه منتظر افاضات برخی از بلاگرهای شوت هستند که بیاد چرتی بنویسه و همه به به شون به آسمان بره
    یاد قهوه تلخ می افتادم قسمتی که نادرشاه میخ واست بیاد و نیما زند کریمی شاه شده بود. می گفت خیلی خرین! و جواب میدادن احسنت!!
    من خودم خیلی خود سانسوری کردم . خیلی از کسانی که من رو می شناسن هم تعحب می کنن که چطور می تونم انقدر راحت قلمم رو تغییر بدم. شاید خیلی ها دارن مثل من خودسانسوری می کنن.چون اگر قرار بود خوب نوشتن هامون رو ول بدیم مفتی تا بین لجنزار امروز بلاگ دفن بشه و در نهایت کپی بشه می رفتیم تو سایت هایی مثل زومیت یا مجلاتی مثل چلچراغ می نوشتیم که چیزی گیرمون بیاد . درسته؟
    من از زندگی تو اروپا نوشتم و اونقدر فضاوت شدم و مسخره بازی شد که بیخیال قضیه شدم .
    حرفام تو کامنت جا نمیشه نیاز به بحث اساسی هست.
    ولی یه کم هم اغزاق کردی . وبلاگ کتاب نیست . یه تریبون ساده است .
    در عین حال محترم ولی . بعضی ها احترام این تریبون رو زیر سوال بردن
    پاسخ:
    اغراق نیست رفیق. من دارم تو این فضا زندگی میکنم. مینویسم و فعالیت دارم. مثل خودت. مثل خیلیا. مثل خودت و خیلیا ناشناس و گمنام. این قضاوت و تهمت و توهین ها رو هم تا دلت بخواد تجربه کردم. آخریش هم سر همین پست که متهم شدم به حاشیه سازی و سر و صدای بیخودی کردن. تا دلت بخواد مورد بوده که متهم و قضاوت شدم. خیلی وقتا سرد شدم از نوشتن. ولی نرفتم! خداحافظیِ فِیک نکردم! واسه خودم انگیزه ساختم. داستان نوشتم. مسابقه و چالش راه انداختم. رادیو راه انداختم. اول واسه زنده سازی و پویاییِ وبلاگ نویسی و دوم هم واسه خودم و اونایی که مثل من گاهی اوقات سرد میشن و دنبال بهانه واسه دلگرم شدن هستن. من نرفتم و موندم! و خواهم ماند! و اگر روزی تصمیم به رفتن بگیرم به احساس و شخصیت و نگرانیِ مخاطب ها و رفقام احترام میذارم. یهو نمیذارم برم. یهو بی خبر نمیرم و بقیه رو با یه صفحه ی سفید و یه خط متن تنها نمیذارم! منظورِ من مشخص بود. خبری از اغراق و بزرگنمایی هم نیست! اوضاع در همین حد بغرنج و مزخرفه! هفته ای و روزانه میذارن میرن و برمیگردن! 
    وبلاگ تریبون هست؛ ولی نه برای خاله زنک بازی و مزخرف نویسی! من با حرفت مخالفم که میگی هرکی هرچی دوست داره میتونه بنویسه. گفتم تو پست. همین منطق و فلسفه باعثِ به بحران کشیده شدنِ اوضاعِ وبلاگ نویسی شده! چون هیچکس حقِ نقد نداره و اگه هم نقد بشه حمله ور میشن سمتش! نتیجه همینه که میبینی! وبلاگ های خوب دارن حل میشن تو وبلاگ های مزخرف.
    قسمت اول پاسخ نظرت خیلی خوب بود . من نزدیک 14 ساله با دنیای وبلاگ ها آشنایی دارم. شاید بیشتر از 14 ساله. شرایط مختلفی رو دیدم . اینکه خود من توی نظراتم محیط وبلاگ رو به لجن زار تشبیه کردم علتش ریختن لجن نیست! آب وقتی یک جا زیاد بمونه لجن میزنه. منظور من از عدم پویایی وبلاگها بود که تبدیل شده به یک لجنزار . هیچ حرکتی توش نیست . انگار نفس های آخرشه. ولی این قضیه ارتباطی به محتوا نداره . ارتباطش به رفتاره.
    به نظر من وبلاگ تریبونه. اگر انتظار داشته باشیم هر کسی یه وبلاگ زد مثل مارکز مطلب بنویسه مثل صادق هدایت بنویسه مثل شریعتی بنویسه خب خیلی انتظار بی جا و بزرگیه. خودمون هم این رو می دونیم که نیستیم. حتی در حد ستون نویس های مجله های کم فروش هم نمی تونیم کار کنیم. من خودم به شخصه این رو قبول کردم .
    اینکه وبلاگ پویا نیست هزار تا دلیل داره. بزرگترین دلیلش اینه که بلاگر میگه جایی که دیده نمیشم جرا خودم رو بکشم! توی اینستاگرام یه عکس می ذارم دویست تا لایک می خوره تو دنیای وبلاگ 10 نظر زیاد محسوب میشه! برای نظر گرفتن می نویسن. خدایی هم همه نظر می خوان. نظر نمی دن!
    ولی اینکه خاله زنک بازی نوشتن اه هست به نظرم تفکر درستی نیست. اگر ما هرکسی که به نظرمون ضعیف می نویسه رو بگیم ننویس و حذف کنیم چه اتفاقی می افته؟ وبلاگ نویسی اونجا رسما میمیره!
    عموما کسانی که می نویسن یک یا دو سال و خیلی قدیمی هاشون نهایتا 3 یا 4 ساله دارن می نویسن و شروع کردن. خب باید بهشون فرصت داد. باید یادشون داد . بعدم داریم میگیم گردش آزاد اطلاعات و آزادی بیان.
    اون وبلاگ ها طرفدار های خودشون رو دارن . نمیشه کسی رو محتوایی محکوم کرد و تقصیر ها رو گردن اون انداخت.
    اتفاقا 13 سال پیش که وبلاگ ها تازه داشتن رونق می گرفتن و حتی همین 8 سال پیش که توی اوج خودشون بودن هم شرایط همین بود. کسی نمی گفت تو غلط کردی خاله زنک نوشتی . تو بدی تو فلان.
    عرض من اینه که دوست عزیز من سلیقه است. بعضی ها صفحه شخصی خودشون هست و دوست دارن اونطوری بنویسن.
    خیلی از وبلاگ هایی که به قول من و شما خاله زنک می نویسن به مخاطبانشون خیلی احترام می ذارن؟
    چندین مورد مثال بزنم از وبلاگ نویس هایی که خاله زنک نمی نویسن ولی مخاطب خودشون رو بیسواد و گوسفند می بینن!
    مشکل من مشکل محتوا نیست . مشکل رفتاره
    همه ما آزادیم هرچی دلمون می خواد بنویسیم. یا مخاطب می خونه به فکرش چیزی میرسه دوست داره نظر میده دنبال می کنه
    یا باز می کنه با سلیقه اش نمی خونه و ضربدر رو میزنه و میره.
    خیلی ساده است.
    بعدم وبلاگ نویس های خوب یا نمی نویسن یا رفتن توی سایت های خارجی می نویسن یا وبلاگ های خصوصی دارن. الان فکر نمی کنم من نوعی که ادعا دارم بلاگر خوبم یک صدم اون نویسنده ها باشم!
    ولی با قسمت نقد موافقم. تحمل نقد نداریم. متاسفانه تو ذهن بعضیها نقد مساوی توهینه!
    در صورتی که بدون نقد آدم پیشرفت نمی کنه.
    ولی بازم میکم یه کم متن ات رو خط حرکت نکرده بود. یکم عصبانیت توش بود
    پاسخ:
    من نمیگم خاله زنک ها و یا همون مزخرف نویس ها رو حذف کنیم. منِ نوعی کی باشم که بخوام کسیو حذف و اضافه کنم؟! بحثِ من همون نقد و اعتراض نسبت به وضعیتِ موجوده. که اگه دیدیم یه جا یکی داره کج مینویسه، بهش بگیم فلانی! فلان جای متن و رویکردی که نسبت به وبلاگ نویسی داری کجه! فلانی این نوشته و رویکرد واسه وبلاگ مناسب نیست. واسه فلان جا مناسبه. نه که هرجا هرکی هر چرتی که دوست داشت نوشت، یه عده برن واسش کف و سوت و هورا بکشن و یه عده هم با منطقِ هرچی دوست داره بنویسه و من میتونم ضربدر رو بزنم و برم. من میگم همین مسئله داره دامن میزنه به انحطاط وبلاگ نویسی! همین بی تفاوت از کنارِ نقاط ضعف و اشتباهاتِ هم گذشتن. همین وبلاگ خودشه و هرچی دوست داره بنویسه و من مسئول نیستم! من نه با خاطره نویسی مشکل دارم و نه با غمگین نویسی و نه با آماتور نویسی. من با تفکری مشکل دارم که قصدِ پیشرفت و تغییرِ مثبت نداره و روز به روز داره بدتر میشه! خیلیا هستن خاطره نویسی میکنن آدم درسِ زندگی میگیره ازشون. خیلیا هستن تلخ مینویسن و تجربه ی چند سال زندگی رو تقدیم مخاطبینشون میکنن و باعث تحولشون میشن. خیلیا هستن ضعیف مینویسن، ولی سعی در خوب تر شدن دارن. مشکل من این افراد نیستن. مشکل من ضعیف نویسی و دفاع از ضعیف نویسی و تشویق به ضعیف نویسیه! 

    من میگم همون وبلاگ های خاله زنک هم دارن می نویسن. وجود دارن . چون شما نوعی من نوعی آقای ایکس نوعی دوست نداره دلیل نداره بگیم تو حق نوشتن نداری یا با سلیقه ما بنویس.
    هیچ کسی قبول نمی کنه. اگر همون ها بیان و شما رو مجبور کنن اونطور بنویسی قبول می کنی؟
    هر کسی یه سلیقه ای داره دوست عزیز. خب مسلما نقد روی نوشته شون کاملا عالی و بی ایراده و به نظر من اگر روی نوشته شون نقدی نوشته میشه باید خوشحال بشن و به نقد پاسخ بدند. جای توهین بیان و دفاع کنن.
    من خودم بعضی از همین پست هایی که نوشتی خاله زنک رو بهشون خیلی احترام میذارم و دوست دارم.
    ما ادما خیلی تنها شدیم . گاهی وقت ها طرف از درد دلش می نویسه و یک نظر باهات همدردم یا متاسفم خیلی توی روحیه اش اثر میذارم
    نمیشه حذف کرد. نمی شه ندید. گاهی وقت ها احساسات وارد پست میشه و احساسات هم توی نظرات باید برگرده .
    طرف می خواد حرف های داخل دلش رو یک جا بریزه بیرون . 
    گاهی وقت ها از همین حرف های خاله زنک میشه خیلی تجربه ها در آورد. خیلی تجربه ها .
    همانطور که من در آوردم . اینکه بقیه چطور فکر می کنن.
    به لحاظ محتوایی نمی تونم کامل باهات موافق باشم چون سلیقه است . هرکسی هر جور دوست داره می نویسه.
    به نظرم فاجعه ترین اتفاق دنیای بلاگ از بین رفتن احترامه
    داریم وبلاگ می نویسیم ولی مث اینستاگرامی ها با هم تماس داریم!
    مثلا یکی پست یکی دیگه رو نقد می کنه. اون یکی پست میزنه فحش میده. بعد یکی دیگه پست میزنه فحش میده!
    آخه اینطوری که نمیشه دوست من.
    غرور وارد شده. نمیشه مردم رو مجبور کرد که چون من از ای تی خوشم میاد همه سعی کنن از ای تی بنویسن!
    صفحه شخصی شونه.
    به نظرم بهتره جای اینکه به اون ها ایراد بگیریم بریم به کسانی که به قول من و شما نوشته هامون داره بین نوشته های اینا دفن میشه ایراد بگیریم.
    چرا ماها که خوب می نویسیم حمایت نمی کنیم . چرا یاد نمی دیم . خود خیلی از این خوب نویس ها چقدر این تازه کار ها رو تحقیر کردن (مثال زنده دارم)
    یاد ندیم کتکشون هم بزنیم نقد تند هم بکنیم تا از صحنه حذف بشن
    نهایت ما چند نفر می مونیم!
    به نظر من باید حمایتشون کرد. اگر ایرادش رو میگیم باید راه اش هم بگیم .
    به نظرم هر کسی که دور از دنیای عجیب اینستاگرام اومده و توی وبلاگ می نویسه خیلی خیلی قابل احترامه. یعنی که آماده قبول کردن یه سری چیزهاست
    یهتره جای اینکه مام مثل اینستاگرامی ها غرور یادشون بدیم و یادشون بدیم حرفی برا گفتن ندارن و خاله زنک هستن دوستی رو یادشون بدیم.
    یادشون بدیم با هم بودن خوبه. یادشون بدیم همه خوبیم. کسی بهتر نیست.
    هر کسی توی موضوع خودش بهتره
    تقویت کنیم . با تو سر کسی زدن نمی تونی بالا ببریش!
    ولی فضا چطوره. یاد میدیم خوب بنویسی نباید کسی رو محل بذاری. گاها نظرات من توی وب های خوب نویس ها تایید نشده حتی! ولی همین خاله زنک نویس ها خیلی بیشتر بهم احترام گذاشتن.
    به نظر من بهتره یکم از اون طرف قضیه بهش نگاه کنیم
    پاسخ:
    یا تفاهم نداریم تو این مسئله یا پاسخ نظر قبلیت رو خوب نخوندی.
    الان موضع ات توی پاسخ بهتر شد . یعنی نرم تر شد .
    اول از همه باید یاد بدیم که اینجا جبهه جنگ نیست . کسی نقدت کرد اینستاگرام نیست پست بذاری فحش بدی.
    یا بری زیر پست فحش بدی .
    به نظر من اول اخلاق باید تغییر کنه.
    نوشتی که داره وبلاگ نویسی رو به اون سمت کج می کنه قبول! منم قبول دارم داره کج میشه . ولی خوب نویس ها چه کار کردن . چه قدمی برداشتن؟
    خوب نویس ها اصلا بقیه رو آدم حساب می کنن؟
    چندین بار تو قالب های متفاوت رفتم توی وبلاگ خوب نویس ها و به نوع های مختلف بهم توهین شد. همین خوب نویس ها فقط پاسخ برخی افراد خاص رو می دن . دنبال برخی افراد خاصن . یعنی پشت خوب نویسی شون قایم شدن و کسی از اصل قضیه واقعا خبر نداره
    یک روز با یکی از همین مثلا خوب نویس ها تماس داشتم و حالم بهم خورد. با همین خاله زنکی ها هم تماس داشتم.
    میگم روشش انتقاد تند نوشتن براشون نیست!
    آهسته آهسته باید یادشون داد. اونم نه اینکه بری زیر پستش بگی وای چه مزخرف. خوب نویس ها باید اونقدر خوب بنویسن . منظم بنویسن . فعالیت خوب کنن . به مخاطبشون احترام بذارن . بقیه وبلاگ ها رو رصد و فکر قالب رو بفهمن چیه . به همه احترام بذارن . اون وقت میشه گفت که همین خاله زنک نویس ها از اون ها یاد میگیرن و این ها هم میرن به اون سمت.
    ولی خیلی از این خوب نویس ها اونقدر حال بهم زن هستن که صد رحمت به خاله زنک نویس ها و همین امروز روز داریم می بینیم ضعیف نویس هست ولی خو قوی نویس رو گرفته
    این دست گل کیه؟
    همون مثلا قوی نویس هامون . که به نظر من خراب کردیم حسابی! تو کل بیان و بلاگفا من پستی رو ندیدم که به وجد بیام! بگم اوه عجب چیزی نوشته!
    در صورتی که توی مجلات و گاها تلگرام که کپی کردن دیدم . ولی توی وبلاگستان فارسی شاید شش ماه یک بار به چشم بخوره. قوی نویس های ما هم توی توهم تشریف دارن . و همین توهم رو میان به  آماتور ها یاد میدن . آماتور قوی نوشتن رو یاد نمی گیره. احترام رو یاد نمی گیره. بلاگر حرفه ای بودن رو یاد نمی گیره چون یاد نمی دن.
    بعد غرور رو یاد میگیره. فکر می کنه بلاگر یعنی کسی رو محل ندی!
    قبول کنیم قوی نویس هامون هم زدن تو خاکی !
    مشکل از آماتور ها نیست!
    مشکل از قوی نویس ها هم هست!
    و اگر فکری نشه باهات موافقم که آروم ساب دامین های تحت یکی از سرویس های وبلاگ نویسی دیگه غیر قابل خوندن میشن :)
    پاسخ:
    من قوی نویس ها رو هم نقد کردم. چه این پست و یا یه پست دیگه! من جایی نگفتم قوی نویس هامون دارن خوب عمل میکنن. گفتم؟! اونا هم دارن به نحوه ی خودشون کج میرن و نقد های زیادی بهشون وارده که خودت بخشیش رو گفتی. وبلاگ نویسی بطور کلی داره به انحراف کشیده میشه رفیق. من خودمم بخشی از پازلِ این فضام! 
    اون نظری که بهش پاسخ دادی در ادامه نظر قبل بود .
    من پاسخت رو نخونده بودم .
    نظر قبلی پاسخ من به پاسخ شماست دوست عزیز
    پاسخ:
    متوجه شدم ;)
    ما در خدمتیم خلاصه. خبر بده.
    دقیقا . هر کدوممون یه گوشه اش رو گرفتیم.
    ولی این خیلی رویایی عه . اره اگر میشد خیلی خوب بود
    ولی قوی نویس هامون محل میدن و همکاری می کنن که ما از ضعیف نویس ها بخوایم؟
    در بهترین حالت تلاش کنیم ضعیف نویس ها وبلاگشون رو حذف می کنن میرن تو کانال می نویسن :)
    پاسخ:
    موافقم باهات. 
    من و تو تو لبه ی یه شمشیریم. تو جزئیات شاید اختلاف نظر داشته باشیم. ولی تهش نگران اینجاییم.
    من ایده رو مطرح کردم ولی فکر نکنم کسی بیاد جلو
    مخصوصا وقتی که هزینه هم داره و همه باید مبلغی بپردازن .
    چون قراره براش سایت بزرگی درست بشه خب این سایت هزینه هم داره دیگه.
    فکر نکنم اونطوری حرفه ای کسی بیاد ..

    پاسخ:
    سایت رو بیخیال میشیم. رو همین وبلاگ و کانال تلگرام مانور میدیم. 
    نظرت چیه؟!
    نمیشه روی تلگرام و وبلاگ مانور داد.
    باید یه جایی باشه که مطالب کانال رو داخلش داشته باشه
    هدف من اینه که در اصل افرادی که توی تلگرام هستن بیان سمت وب و با وب هم آشنا بشن.
    امکاناتی رو بتونیم روی سایت ایجاد کنیم. با بلاگها این امکان وجود نداره واقعا.
    بعدم آدرس ها توی بلاگ خیلی طولانی میشه
    ولی اگر همه اش جمع بشه توی سایت خیلی بهتره
    سایتی مثلا با چنین دامنه هایی
    .us
    .eu
    .in
    متمرکز تره. امکان مطالب ویژه رو می تونیم داشته باشیم که برخی از مطالب با عضویت ویژه داخل سایت نمایش داده بشن
    خیلی امکانات دیگه که وبلاگ ها این ها رو به ما نمیدن
    اگر بخواهیم تیمی و تخصصی کار کنیم باید باشه
    ولی اگر صرفا می خواهیم یه کانال بزنیم که پست بلاگر ها رو ببره توی کانال و منتشر بده بحثش جداست
    پاسخ:
    خب خودت که میبینی! تنهاییم! با این شرایط که توانِ راه اندازی سایت نداریم. 

    اول من می خواستم هزینه اش رو خودم بدم ولی قبلا از این اشتباهات کردم .
    پول و دادم و کسی دل نداده و ضرر و من کردم
    آره اگر زیاد باشیم پول تقسیم میشه
    پاسخ:
    من ولی چون میشناسم بقیه رو، نظرم رو همون وبلاگ و کاناله. حالا بازم خود دانی.
  • آسـوکـآ آآ
  • فقط عکس و دیگر هیییییییییچ :))))))))
    پاسخ:
    همون کافی بود اصن

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی