Neo's Text

بیخیال لطفأ!
Neo's Text

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس‌نوشت:
ولش کن! ولش کن! ولش کن!

از کتابِ انسانِ خردمند - بخش دوم

سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۹ ب.ظ

یکی از مسائل مهمی که این کتاب مطرح میکنه، بحثِ اینه که با گذر زمان و رسیدن به تکنولوژی‌های پیشرفته در زمینه‌های مختلف که بطور مستقیم و یا غیرمستقیم‌ با زندگی بشریت در ارتباط بوده، این پیشرفت‌ها چه چیزی برای انسان به ارمغان آورده؟! آرامش یا آسایش؟! حتماً میدانید که آرامش از روح و روان آدم میاد و آسایش مربوط به شرایط و زیرساخت‌هاییه که در اطراف آدم وجود دارند و باعث رفاه و افزایش سرعت و دقت کارهای آدم میشه. با این تفاصیل، یک سوال مهم و حیاتی مطرح میشه و اون اینه که بشرِ امروزی موجودِ خوشبخت‌تریه یا انسانِ شکارگر-خوراک‌جویِ حدود ۷۰ هزار سالِ پیش؟! اگه این پیشرفت‌های جنون‌آمیز بشریت تو زمینه‌های مختلف که با تکنولوژی گره خورده باعث خوشحالی و خوشبختی ما نشده، چه فایده‌ای برای ما داشته؟! آسایش و رفاه؟! قطعاً همینطوره! بشر قرن ۲۱ آسایش و رفاه داره، کارهای روزانه‌ش رو ( به کمک تکنولوژی ) خیلی سریع انجام میده، ولی آیا خوشبخت هم هست؟! احساس خوشحالی و خوشبختیش تا چه حد واقعی و عمیقه و تا چه اندازه کاذب و موقت؟! آیا اون حسِ خوب و خوشحالی‌ای که یک انسانِ شکارگر- خوراکجو پس از شکارِ یک ماموت پس از کلی تلاش و دوندگی بدست می‌آورد، اون حسِ عمیقِ خوشحالی و غرور بخاطر تامین غذا برای مدت طولانی و شکست یک موجود عظیم‌الجثه با دستان خودش بهش میرسید، ما انسان‌های زندگی‌های مدرن، باید چقدر تلاش کنیم و در چه موقعیت‌های کاری و تخصصی قرار بگیریم تا بهش برسیم؟! وقتی از شکارِ یک ماموت توسط یک انسان شکارگر - خوراکجکو حرف میزنیم، یعنی بزرگترین دغدغه‌ی فکری و فیزیکی یک انسان در اون‌ دوره! حسی که یک انسانِ شکارگر - خوراکجو در طول هفته شاید چند بار بهش دست پیدا میکرد، ما در حال حاضر چند هفته، چند ماه، و شاید چند سال باید زحمت بکشیم تا بهش برسیم؟! دغدغه‌های ذهنی و جسمی ما تا چه مرزی گسترده و وسیع شدن؟! تا چه اندازه میتونیم رفع و ارضاشون کنیم؟! چند درصد از عمرهای کوتاهمون ( در مقایسه با انسان شکارگر - خوراکجو ) رو خوشحالیم و احساس خوشبختی میکنیم؟! چرا مردم کشورهای مدرن، مثل ژاپن که غرق در مدرنیته و تکنولوژی هستند، بطور افسارگسیخته‌ای با مسئله‌ی افسردگی و خودکشی هم دست و پنجه نرم میکنن؟! چرا آمار جرم و جنایت و قتل‌های زنجیره‌ای و نزاع‌های مسلحانه تو یه کشور فوق مدرن مثل آمریکا انقدر وحشتناکه؟! چرا بشریت علی‌رغم پیشرفت‌های روز به روز تکنولوژی، روز به روز عصبی‌تر و غمگین‌تر میشه؟! 

تمام این‌ها باعث نمیشه یک مسئله کتمان بشه! مدرنیته منفورِ مطلق نیست، مدرنیته باعث پیشرفت در پزشکی و نجات جان انسان‌های زیادی شده، پیشرفت در کشاورزی غذای بشریت رو تامین میکنه، ارتقای سطح ساختمان‌سازی محل سکونت بشریت رو امن‌تر کرده، و تسهیل حمل و نقل به وسیله‌ی اختراعات نوین و صدها نوع تغییر مثبت که در  روند زندگی بشریت بوجود آمده، ولی با این وجود ما انسان‌ها دقیقاً چه مرگِمانه؟! این چه مرگِمانه یکی از سوالاتیه که این کتاب مطرح میکنه! البته نه با این لحن! من نئولیزه‌ش کردم! نظر شما چیه؟! ۱. ما خوشبخت‌تریم یا انسان‌های شکارگر - خوراکجو؟! ۲. چرا؟! ۳. دوست داشتید جای یک انسان شکارگر - خوراکجوی ۷۰ هزار سال پیش باشید؟! با تمام محدودیت‌ها و سختی‌هایی که در اون مدل زندگی عادیه؟! ۴. ارزشش رو داره؟! ۵. مشکل و ایراد زندگی بشر امروزی و مدرن‌ چیه که نمیتونه راحت خوشبخت باشه و احساس خوشحالی عمیق و بلند مدت داشته باشه؟!

این کتاب در مورد هیچ کدام از این مسائل بطور قطعی پاسخی نمیده! درواقع دانشمندان و پژوهگران به جواب واحد و قاطعی در این بحث نرسیدن! ولی شما نظرات و پاسخ‌های خودتان رو بدید! 


+ قصد دارم به همین شکل بخش‌هایی از کتاب رو که قابل بحث‌تر هستند رو به طور جمع و جور مطرح کنم و بنویسم.  البته دو سه تا بحث بیشتر رو مطرح نمیکنم! ولی اگه میخواید بطور کامل از کتاب و بحث‌هاش لذت ببرید بخریدش و حال کنید! خداوکیلی ارزشش ر داره! لینک خرید نسخه‌ی چاپی کتاب انسان خردمند: اینجی

++:مسابقه ر جدی بگیرید! 

  • ۹۷/۰۷/۱۷
  • Neo Ted

نظرات (۹)

  • مریــــ ـــــم
  • میدونی تد دنیای مدرن و پیشرفته امروز ماهارو حریص کرده
    انگار یه رنج عمیق‌ تو وجود هممون هست 
    انسان شکارگر ۷۰ سال پیش تمام غمش غذاش بود و امروزش
    ولی امروز ماداریم به ۳۰سال بعدمون هم فکر میکنیم و غصه شو میخریم  و برنامه براش میریزیم
    یه چیز دیگه ام میخواستم بگم خواهرم باهام حرف زد یادم رفت :|
    آهان و اینکه درسته پیشرفت ها به آسایش زندگیمون کمک کردن ولی از طرفی همینا یه سری مشکلات جدید برامون به وجود آوردن
    من به شخصه از به دنیا اومدن‌تو این‌ برهه از زمان زیاد راضی نیستم

    پاسخ:
    درمورد حرص و طمع موافقم! خیلی حریص شدیم!
    ۷۰ هزار سال پیش :|  آره گفتم که.
    وسط پست‌های من با کسی حرف نزن :||
    خیلی از این مشکلات رو خودمان بوجود آوردیم و میاریم!
    یعنی حاضری ۷۰ هزارسال پیش به دنیا می‌آمدی؟!
  • مریــــ ـــــم
  • :)))
    منظورم‌همون ۷۰هزار سال بود
    من حرف نمیزنم اونا حرف میزنن :|
    خب نمیشه یه کم‌تخفیف بدی بیام جلوتر
    حالا نه اینکه بخوام برگ ببندم به خودم 
    بودن تو قرن ۲۱ منو سردرگم کرده
    برای موضوعاتی ناراحتم و غصشو میخورم که پدربزرگ من ۱۰۰سال پیش اصلا براش وجود نداشت
    پاسخ:
    خا خا
    سکوت کن در برابرشان :|
    نه! فقط برگ!
    خا اون برگه بهتره که! پدربزرگت ۱۰۰ سال پیش بوده! اون برگی‌ها ۷۰ هزار سال پیش! خوشبخت‌ترین موجود روی زمین خواهی بود! 
  • مریــــ ـــــم
  • نه برگ نه!
    ولی حاضرم برم به قرن ۲۰ 
    اونم تو اروپا!
    تو یه شهر کوچولو و سرسبز
    :|
    زن ایده آلمم جنت کینگه
    زندگی های اون شکلی!
    ازاونا که تو فیلما نشون میده :|
    پاسخ:
    یعنی خیلی تباهی :|| 
    واسه ۱۰۰ سال انقدر داغان‌بازی در میاری؟! خا اون موقع که بدبختی‌های خوش ر داره! فرق‌ زیادی با الان نداشته! بیا برو ۷۰ هزار سال پیش حداقل یه چیزای جدید و عجیب غریب ببینی :| 
    وای گفتی مسابقه!!!!
    من یه کلمه هم ننوشتم
    اصلا وقت ندارم
    :`(((
    پاسخ:
    :|| قشنگ‌ مشخصه فقط خط آخر پست ر خواندی
    و
    میدانم تهش کسی چیزی نمیفرسته و همه میزنن زیر قول‌هاشان!
  • هالی هیمنه
  • به نظر من انسان‌های سال‌های دور به نسبت خیلی بیشتر از ماها خوشبخت بودند. مدرنیته درسته که خیلی از نیازهای افراد رو برآورده کرده و در حال حاضر رفاه و آسایشِ آدم‌ها به اوجِ خودش در تاریخ رسیده، ولی می‌دونی مشکلِ ماجرا چیه؟ این رفعِ نیازها، این رفاه و آسایش، هیجانِ شکارِ ماموت رو از ما گرفته، و همچنین ترسِ مقابله با خیلی از حیوونای وحشی رو. اغلبِ مردم حالا نمی‌دونند خشمشون رو چطوری باید خالی کنن و رعایتِ نزاکت و قوانین و عرف، یه جورایی باعثِ فرسایشِ مدامِ روح و روانِ آدم‌ها شده.

    حالا ما آدم‌ها دغدغه‌هامون خیلی بیشتر و عظیم‌تر از گذشته شده. یکی از ارمغان‌های رفاه و آسایشِ مدرنیته برای ما انسان‌ها، «تفکر» بوده. شاید خنده‌دار باشه این حرف، ولی حقیقتش اینه که این مقدار از فکر کردن به مسائلِ وجودی و زندگی و آینده و ارزشمندی، طبیعی نیست! شاید یکی از بزرگترین ترس‌های مردمانِ شکارگر-خوراک‌جو مواجهه با حیوانِ وحشی‌یی چون ببر بوده باشه، ولی بعضی از ماها همین مقدار ترس رو می‌تونیم موقعِ فکر کردن به آینده‌مون احساس کنیم ـ اینکه هنوز اونی نشدیم که باید بشیم و خدانکنه که اگر نشیم. یا شاید بزرگترین و وحشتناک‌ترین دغدغۀ یه فرد توی اون زمان این بوده که بتونه برای خودش غذا تهیه کنه و زمستان رو به هر سختی‌یی که بوده بگذرونه و به بهار برسه، در مقابلش یه فردِ امروزی یکی از وحشتناک‌ترین دغدغه‌ها و سخت‌ترین مبارزاتش می‌تونه این باشه که «دلیلی برای زندگی» کردنش پیدا کنه و خودش رو از شرِ افسردگی‌های دیوانه‌کننده نجات بده. این ارمغانِ رفاه و آسایشِ مدرنیته هست که باعث می‌شه انسان‌ها بیشتر از همیشه «فکر» کنند و واقع زندگیِ بشر از یک زندگیِ واقعی، با مبارزه‌های واقعی و چالش‌های واقعی، تبدیل بشه به یه زندگیِ انتزاعی که بزرگترین و قدرتمندترین حریفت خودت هستی و همین اندیشیدن باعث میشه نتونی «خوشبختی» رو به معنای واقعیش درک کنی و خودت باشی که خودت رو نابود می‌کنی.

    همینا دیگه. خیلی هم طولانی شد. فقط فکر کنم سوال ۳ و ۴ جواب ندادم. بد هم نمی‌شد اگه جای یکی از اون آدم‌ها می‌بودم. چرا نتونه ارزشش رو داشته باشه؟ این سوال رو اگر برعکسش کنی و از یه آدمِ شکارگر هم بپرسی، حتماً همین جواب‌ها رو می‌ده. و همه‌شون هم درست‌اند. چون زندگی در هر حال ارزشِ زیستن رو داره و همیشه هم همینه، فقط کمی قیافه‌ش عوض می‌شه.
    پاسخ:
    آقا دمت گرم. خیلی جامع و دقیق توضیح دادی. و کاملاً باهات موافقم. 
    کدوم یکی خوشبخت ترن؟ خب من هیچوقت یه انسان خوراکجو نبودم که بخوام نظر قطعی بدم ولی از یه جهاتی زندگی چنین انسانی ارامش بیشتری داره چون که چنین انسانی لازم نیس از قوانین انسانیت پیروی کنه یا چهره ی ایده آل حفظ کنه این انسان تا یه حدی از نظر روحی ازادتره. هرچند که الان رفاه بیشتره ولی ما تمام عمر در حال قربانی آرامشمون برای رسیدن به رفاه هستیم. دغدغه های کاری ، ترس تحصیل نکردن تو یه دانشگاه خوب، ترس اینکه به موقع ازدواج نکنه، کار پیدا نکنه، بچه دار نشه، خونه ، ماشین و همه ی اینا و یک عمر دویدن به دنبال ایده ال های مادی چیزیه که از انسان امروزی یه ماشین میسازه پس شاید بهتر باشه که ادم برگرده به اون دوران. ولی درست همینجا این پرسش پیش میاد که خب اگه این انسان خوراکجو هم دغدغه های اینچنینی نداشت ما الان اینجا بودیم؟ پس نتیجه ی اخرم اینه که هیچ تفاوت خاصی نداره این باشی یا اون.
    هرچند که احساس افسردگی که انسانای امروزی رو درگیر کرده اینه که در عین داشتن یه عالمه وقت اضافی نسبت به انسان های پیشین، زمان خیلی زود میگذره و اصلا وقت نداریم که هیچ کاری بکنیم:|

    پاسخ:
    بحث اصلی احساس خوشبخت بودن و رضایت از زنده بودنه! که به شخصه فکر میکنم با توجه به دغدغه‌های بی‌شمار انسان امروزی و دلایل زیادی که هست و حال آدم‌ها رو خراب میکنه، انسان گذشته به نسبت زیادتری خوشبخت‌تر بوده و آرامش بیشتر و رضایت عمیق‌تری از زنده بودنش داشته!
    مدرنیته وقتی خوبه که سرپوشی نباشه روی زندگی اجتماعیمون. سرپوشی نباشه برای بی‌تحرکی و تنبلی. 
    البته بستگی داره که انسان خوشبختی رو توی چی ببینه. شاید کسی که غرق در تکلونوژیه خودشو خوشبخت‌ترین آدم دنیا ببینه.
    . ++مسابقه رو جدی گرفتیم. امشب فکر کنم تمامش کنم. سه صفحه از دفترمو اشغال کرده. تایپ کردنش هم هفته‌ی دیگه. شایدم فردا. الاغ هستید اگه از طرف من مطمئن نباشید. فقط...به نظرم از اول تعداد رو زیاد گرفتین. ۵ ضربدر ۱۵ چند می‌شه؟! این تعداد، تعدادِ کل بچه‌های بیان هم نیست. اگه ظرفیت تکمیل نشه مقصر خودتانید. :||
    پاسخ:
    میشه بدبخت باشی و تلقیین کنی که خوشبختی! بیخودی!

    ++ بی‌تربیت :|
    نه داغان! تعداد کل افرادی که باید شرکت کنن ۱۵ نفره که الان شرکت کردن و مشکلی نیست. البته اگه پای عهدشان بمانن.
    آها. :| :))
    ۱. بستگی داره که خوشبختی رو توی چی ببینیم! تعریف خوشبختی هر کسی فرق می کنه!
    ۲. چراش دگه خیلی متفاوت مشه، وارد این مقوله نمی شم! |:
    ۳. نه، چون درک الانم رو نداشتم قطعا!!
    ۴. این که مثل انسان شکارگر - خوراکجوی ۷۰ هزار سال پیش باشیم؟ نه!
    ۵. چون مفهوم خوشبختی رو به کل از اساس گم کرده!! 
    پاسخ:
    ممنون بابت نظرتان.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی