Neo's Text

بیخیال لطفأ!
Neo's Text

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس‌نوشت:
ولش کن! ولش کن! ولش کن!

تصویرِ ترسناکیه

سه شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۵۴ ب.ظ


وسط عزاداری‌هامون، بیاید یکم بترسیم... 


+ "عرش بر زمین افتاد" تازه‌ترین اثر حسن روح‌الامین

  • ۹۷/۰۶/۲۷
  • Neo Ted

نظرات (۲۲)

آره واقعاا ترسناکه...البته نسبت به مراسم قمه زنی خیلیم خوبه.
پاسخ:
منظور عکس ر گرفتی؟! قمه‌زنی که حماقت محضه.
حقیقتِ فوقِ تلخ...

به سلامتی روشن کردید چراغِ اینجا رو. خوش آمدیم :|
پاسخ:
ریاد...

هوادارا فشار آوردن :|
باور کن اگه عاشورا الان بود همینطوری بودیم،ادمهایی که تو تصادف و جون دادن یه ادم اطراف می‌ایستن و فیلم میگیرن، با امام حسین بهتر تا میکردن یعنی؟فکر نکنم!
پاسخ:
واقعاً نمیشه با یقین چیزی گفت. همه‌ش ترسه.
اینجورى نیست ، اخه وقتى عکس میگیرى به همچین چیزى فکر نمیکنى 
بعد از دیدن این عکس از خودم بدم اومد میخوام برم دوربینم بشکونم 
خیلى بى رحمانس مفهوم ظاهرى عکسه 
اخه واقعا همچین تصورى نمیشه موقع عکس گرفتن
پاسخ:
مصداق‌های دیگه‌ش رو میتونی تو جامعه ببینی.
بسیار عمیق 
و دقیقا همینه وگرنه خب ظهور رخ می داد
پاسخ:
خیلی تفکر برانگیزه!
  • ستوده‌ی خشنود
  • چه نقاشیه!!
    التماس دعا...
    پاسخ:
    خیلی!
    محتاجیم.
    عجب عکس جالبی بود مرسی
    پاسخ:
    نوش‌جان
    🤦🏻‍♀️ آره به نظر میاد منظورش تنهایی یه نفر بین دشمناش باشه و بی تفاوتی اطرافیان نسبت به این موضوع
    ولی خب کلا این مراسم عاشورا تاسوعا و عزاداریاش بیشتر برام ترسناکه تا غمناک واسه همین این دوتا رو باهم مخلوط کردم 😶
    پاسخ:
    ولی ربطی نداشتن وجداناً :| :))
  • آفتابگردون ...
  • فک نکنم هنوز اینجوری باشیم... رد شدیم از این مرحله شکر خدا
    پاسخ:
    مطمئنی؟!
    عجـب عکسی بود :/
    بله واقعا اگه نسل ما بود ممکن بود بشه :(
    پاسخ:
    ممکن...
  • سِـــــــد جَــــــواد
  • این نقاشی ها رو که آدم میبینه تازه به ارزش هنری مثل نقاشی پی میبره
    پاسخ:
    بله بله
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • عجب تصویری.
    فوق العاده تاثیر گذاره.
    پاسخ:
    واقعاً عمیقه.
    راجب نظر بالام خیلى ظاهرى برداشت کردم 
    راستش هدفم این نبود 
    منظور مفهمومیش واقعا درد ناکه 
    پاسخ:
    همه‌جوره دردناکه.
  • آفتابگردون ...
  • سرعت رفته بالا...
    اشتباهات نسل ما ممکنه یه چیزی در حد داغون باشه اما سرعت گذر و رشدمونم نسبت به بقیه دوره ها خفنه
    ایه یاس بخونین خونتون گردن خودتونه هاااا :)

    پاسخ:
    دارم سعی میکنم واقع‌نگر باشم. سخته. یه چیزایی، یه اتفاقاتی میفته و میبینه آدم که ترس تو وجودش رخنه میکنه.
  • آفتابگردون ...
  • ترسی که هوشیاری بیاره خوبه اما ترسی که ادمو به سمت ناامیدی ببره خب نه
    واقع نگری یعنی مثبت و منفی رو با هم ببینی. نسل ما اشتباه داشته اما یه جاهایی بصیرت هایی نشون داده و کارهایی کرده که نسل های قبلی همه تو اون مرحله گتد زدن.
    اشتباهاتمون کم نیست ولی سیر اصلاح خیلی خیلی زودتر از قبل شروع میشه و پیش میره. 
    اوضاع پیچیده زمان ما اجازه ی اشتباه بیشتر رو میده مهم فهمیدن و اصلاحه. اینجوری میگید واقع نگری ادم حس میکنه تو کربلا کم تماشاچی و ساکت شده با طلا بودن...
    پاسخ:
    ناامید نیستم. دارم خوب اطرافمو نگاه میکنم. فراتر از اطراف. منطقه و جهان.
  • آفتابگردون ...
  • جهان رو ببینید که اتفاقا باید امیدوارتر باشین
    این جنبش حسین کیست شیکاگو رو ندیدین؟
    دنیا یه خبراییه...
    پاسخ:
    والا من یه ساعته دارم میگم ناامید نیستم :))) ترس من از خارج نیست. از همینجاست. اونم ترسه. ناامیدی نیست. 
  • آفتابگردون ...
  • نخیر همینه اصلا که من میگم :)
    شما بوی ناامیدی میدین ایش! اصلاح کنین خودتونو عه خخ
    نسل ما خیلیم خوبه سلام میرسونه!
    پاسخ:
    خا خا
    سلام‌ من ر هم بهش برسانید.
    اون روز اتفاقی یه صحنه از مختار رو دیدم،جایی که مسلم و چند نفر از شیعیان دیگه داشتن تصمیم میگرفتن بخاطر خون حانی قیام کنند یا خیر.
    همه پاشدن فقط مسلم و حبیب بن مظاهر نشستن.
    اونجا هم ترسیدم،خیلی ترسیدم،انتخاب هامون تصمیمامون شاید الان فی الذاته منطقی بیاد اما بعدا تاریخ مشخص میکنه نتیجه این انتخابامونو.
    عاشورا و تاسوعا که میشه راستش خیلی عزاداری نمیکنم بیشتر فکر میکنم اگر امروز سال ۹۷ شمسی کربلا رخ میداد ما مطمئن بودیم جبهه ای که توش شمشیر میزنیم حقه؟
    یا وسط میدون نماز خوندن حریف رو میدیدیم و بازم فکر میکردیم خارجی هستن و میجنگیدیم چون امیرالمومنین وقت،زیاد بن معاویه گفته بود اینا خارجین و حکم جنگ داده بود؟
    میترسم از اینکه همین الانم ندونیم تو کدوم جبهه داریم شمشیر میزنیم!
    واسه اینکه ما عباس نیستیم،ما زینب نیستیم،ما حتی حبیب بن مظاهر هم نیستیم که با پیامبر سر یه سفره غذا خورده باشیم.
    حق امروز خیلی پوشیده تر از ۱۴۰۰ سال پیشه،خیلی!
    شاید ربطی به تصویر نداشت ولی انگار هممون داریم از یه چیز میترسیم.
    پاسخ:
    اتفاقاً نظر شما بیانگر ترس حاکم بر تصویره! البته که این ترس منافاتی با عزاداری‌هامون نداره. فقط داره میگه اون لحظه‌ای که داری گریه میکنی و سینه میزنی حواست هست با خودت چند چندی یا نه؟! میدونی کجایی و چیکار میکنی یا نه؟! یه تلنگره که بشینیم و به خیلی چیزا فکر کنیم.
    دوست دارم بدونم عکاس خودش چه حسی داشته موقع گرفتن این عکس. :))
    پاسخ:
    منم دوست دارم بدانم خودت وقتی این عکس ر دیدی چی حسی داشتی؟!
    یادمه تو وبِ یکی دیگه از بچه‌ها گفته بودم وقتی حسِ یه پست و ارسال‌کننده‌ی پست رو با تمامِ مغز نداشته‌ام بفهمم و از فرط هم‌ذات‌ پنداری دلم بخواد جیغ بکشم، نمی‌تونم نسبت به محتوای پست نظری بدم‌. ینی می‌تونم. ولی تهش می‌شه جملاتی که با "منم" شروع می‌شه. منم بدم میاد که مدام بگم منم منم. :)))
    کامنتا رو که می‌خوندم با حس شما هم‌ذات پنداری می‌کردم تد. همین.
    پاسخ:
    هم‌ذات‌پنداری خوبه. 
    هنوز این شکلی ایم؟
    پاسخ:
    نمیدانم
    گاهی فکر می کنم شاید اگر ماما حسین تو دوران ما بودن همین 72 یار رو هم نداشتن...
    پاسخ:
    اوضاع پیچیده‌ایه.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی