Neo's Text

بیخیال لطفأ!
Neo's Text

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس‌نوشت:
ولش کن! ولش کن! ولش کن!

چوبِ خدا مزه هم نداره؛ مثلِ...

چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ق.ظ

هوا سرد بود؛ طبقِ معمولِ این شب‌ها. با دوچرخه از سرکار برگشتم خانه. دست‌هام منجمد شده بودن. (از دروغ) نفس‌ها در هوا طی فرایند چگالش تبدیل به یخ میشدن. (خیلی دروغ) رسیدم خانه. گرسنه و خسته، منجمد و غمگین. تی‌وی رو روشن کردم و زدم فوتبال. رفتم چایی بریزم برای خودم که چشمم به ظرف شیرِ روی گاز افتاد. زیرش روشن بود. داغ شده بود. نون رو از یخچال کشیدم بیرون و سفره هم از کشو درآوردم. داشتم آماده میشدم که برم با قدحی شیر، گرمایی جان‌فزا به جسمِ سرد و بی‌روحم تزریق کنم که خواهرمان از اتاقش کشید بیرون. مستقیم فرمان رو کج کرد طرف ما و همزمان سرِ شلنگ رو هم رو ما باز کرد که اون شیر حقِ منه، سهمِ منه، طلاقش... خلاصه که بکش کنار شیری نشی. اینجور شد که منم سرِ لج و ناسازگاری و استبدادِ نوین رو کج کردم طرفش و سرشاخ شدیم و طی یک اقدامِ قاطعانه ظرفِ شیر رو به نکاح خودم درآوردم و خواهرمان هم چندتا فحش و ناسزا داد و پیچید تو اتاقش. پوزخندی پیروزمندانه زدم، گویی هیتلر بودم که اتریش رو فتح و اشغال کرده. رفتم چارزانو نشستم جلو سفره و نون ریز کردم تو شیر و شکر هم ریختم و هم هم زدم و هچی! دنیا و زمانه رو به کام خود میدیدم. ۶۷ درصدش رو خوردم که متوجه دانه‌های ریزِ سیاه در شیر شدم. اول جدی نگرفتم. گفتم از نونه. باز شروع به خوردن کردم و درصد خورده‌شده‌ی شیر رو به ۷۴ درصد رساندم که دیدم نه وجداناً. این دانه‌های سیاه مشکوکن. واسه نون انقدر درشت نیست وجداناً. یکم زوم کردم دیدم که هچی! شد آنچه نباید میشد. چوبِ خدا صدا نداشت، ریز ریز شده بود تبدیل به مورچه شده بود و در استخر شیر کرال سینه میرفت. نون رو چک کردم دیدم توی نون پُر از چوبِ خداست. قاشق رو گذاشتم پایین. تیکه نون رو کنار گذاشتم. به فکر فرو رفتم. (دوربین روی صورتم زوم کرد و محو شد و فلش‌بک زد به چند دقیقه پیش، زیرصدا هم یه آهنگِ کلید اسرار طورِ خاک بر سرت دیدی چی شد؟! پخش میشد که یک ظرفِ شیر رو با زور و ظلم و ستم از خواهرِ مظلومِ گرسنه‌ام دریغ کردم و حقش رو کردم تو حلقم) خواهرم از اتاقش کشید بیرون و پدرم قضیه رو براش تعریف کرد و خواهرم درحالی که با چشمانی خیس (از الکی) به نگاهِ نادم و من پفک‌ خوردمِ (الکی) من زل زده بود گفت: وقتی اون ظرف شیر رو از من گرفتی، به اتاقم رفتم و آه کشیدم! آهِ من شلوارت رو گرفت. منم زل زدم به دوربین و زار زار گریستم و مورچه‌ها رو از کان و زبان و حلق و مِریم تف میکردم بیرون.

  • ۹۷/۱۰/۱۹
  • Neo Ted

نظرات (۳۳)

  • آسـوکـآ آآ
  • بله آقای تد، بچه مورد ظلم واقع شدن نداره.
    فرمیک اسیدی که زدی نوش جونت :دی
    پاسخ:
    :|
    سمی که نیست؟! مورچه نشیم.
    HCOOH
    خیلی هم باکلاس :)))
    پاسخ:
    الان مثلاً خواستید بگید آره من بلدم و فلان! در ریا غرق شدید!
  • آسـوکـآ آآ
  • نه اسید ساده ایه. نگران نباش. :دی

    پاسخ:
    خوبه. یارت چطوره؟! ننوشتی ازش نگرانش شدم.
    :)))
     خیر خواستم بگم خیلی هم باکلاسه :/
    خدایا همین الان ایشون رو مورچه بفرما :|
    پاسخ:
    آره آره آررررره.
    ب ر ب ب ع
  • آسـوکـآ آآ
  • نمی‌دونم چطوره. اسمشم نمیدونم. نمیدونم چه شکلیه. حتی نمیدونم اهل کجاست. :دی در این حد داغان :دی
    پاسخ:
    امتحان ر ساده بگیر‌ بچه‌ها دعا کنن بیاد :)))
    آره آقا آره پس چی فکر کردی شما :/
    آینه!
    پاسخ:
    :|
  • آسـوکـآ آآ
  • ساده گرفتم تد. نمره‌هاشونم خوب شد. منتظرم ببینم کی دعاهاشون مستجاب میشه. :دی
    پاسخ:
    ای لهنتی :)))))

    دیالوگ‌ها ر قاطی کردید نصفِ شبی. پوکر واسه من بود :|
    پاسخ:
    :/
  • آفتابگردون ...
  • مورچه ها تُرش نبودن؟! اکثر اسیدها این مزه ای بودن آخه 
    پاسخ:
    شکر ریخته بودم تو شیر! متوجهی؟! با لذت و عشق میخوردم!
    اگه سالم موندی از تجربه خوردن مورچه بنویس:-) لذیذ بود نه؟ حق مظلوم خوردن نداره آقای برادر
    پاسخ:
    فعلا که علائم حیاتی دارم. ولی حس میکنم دوتا شاخک کوچولو رو سرم داره درمیاد.
    ولی مورچه که خوردن داشت.
  • آقای سر به هوا :)
  • مورچه خوار:)
    پاسخ:
    :||
    همه جا داغان بودنتو ثابت میکنی نه؟ :دی
    پاسخ:
    حال میکنی؟! نه؟!
    شیر غنی شده با پروتیین...
    ترش نبود؟
    اسید مورچه میگن ترشه 
    اهان میدونید که روغن مورچه رو برای موهای زاید بدن استفاده میکنن.
    خود دانی الان گوارشتون ممکنه ییهو ....😂😂😂
    پاسخ:
    ||:
    مورچه‌ی بدبخت چیه که روغن و ترشی و اسیدش باشه.
  • حامد سپهر
  • هر کی یه سرنوشتی داره دیگه اونم از سرنوشت مورچه ها بوده:))) احتمالا تو ملکه عذابشون بودی:))
    پاسخ:
    مرده بودن باباع. تو یخچال وسط نون از سرما! :))) من صرفاً هضم‌شان کردم.
    مورچه خوار
    پاسخ:
    :|||
    هزار بار گفتم اینطوری من ر نگاه نکنید :/
    پاسخ:
    من هرجور که دلم بخواد هرکسی ر نگاه مکنم ://////
    بیخود ://
    مورچه نشدید هنوز؟! :)))
    پاسخ:
    نخود ://////////
    مورچه‌خوار شدم.
    واااایییی خیلی خوب بود از امتحان اومدم دیدم حال و هوام عوض شد :))))
    پاسخ:
    نوش جان.
    من؟! خیر:/
    پاسخ:
    باشه انکار کن. 
    مبارکه :///
    پاسخ:
    باشه.
  • مسـ ـتور
  • دقیقا با miss winter موافقم (((:
    خیلی کوچیک که بودم به اصرار مادر جان، یه لیوان شربت حاوی مورچه ر سر کشیدم؛ حالا قبلش هی از من اصرار که آقااااا این مورچه توشه و از مادر انکار که اشتباه میکنی اونا دونه های شربته 😂🤦🏻‍♀️ (نکته: من در آشپزخانه بودم و مادر گرامی در هال خانه بودند فلذا دیدن مایحتوی شربت برای ایشان ممکن نبود در اون لحظه!)
    و خلاصه این که ما هم مورچه خوار شده بودیم زمانی که مورچه خواری مد نبود! D: 😂😂  
    پاسخ:
    بله بله.
    #درد_مشترک
    صبر کن مورچه کاریت ندارم فقط میخوام بخورمت
    پاسخ:
    من خودم مورچه‌خوارم ملعون.
  • دنیای کامپیوتر ...
  • ...
  • دنیای کامپیوتر ...
  • من در کودکی مورچه کش بودم تا مورچه خوار... روزی چند لعن و نفرین از سوی عزاداران خانواده های کشته شدگان پشت سرم قطار میشد تا روزی رسید که توبه کردم☻
    پاسخ:
    من یه کار دیگه می‌کردم‌شون که بماند.
    دیالوگ معروف مورچه خوار بود... شووت :-|
    پاسخ:
    یادم رفته داغان!
    باز میرسیم به بحث معروف که تو دلت میخواد منو فقط اذیت کنی و اینا :دی
    پاسخ:
    نگاه کلمه‌ی فقط درست نیست. من خیلی‌ها ر اذیت میکنم.
  • مریــــ ـــــم
  • مورچه بو داره!
    چطو نفهمیدی!
    پاسخ:
    بو کشیدی؟! 
    پس شمام در خونتون و لای نون هاتون مورچه دارین :))
    پاسخ:
    :)))) 
    تا شما برادرها نباشین که به خواهرها زور بگین 😂😂
    پاسخ:
    امان امان
    آهان بله بله درسته!! 
    پاسخ:
    بارکلا!
  • مریــــ ـــــم
  • ینی میخوای بگی بو نداره؟!
    مورچه های دهات‌ما بو دارن
    پاسخ:
    مسئله اینجاست چجوری به این نتیجه رسیدی؟!
  • مریــــ ـــــم
  • خب وقتی کشته میشن یه بو ازشون تراوش میشه
    :|
    پاسخ:
    اون راکُن نبود؟!
    نوناتون مورچه داره :))
    فکر کردن به اینکه لای دندونات خرچ خرچ میکرده و تمام محتویاتش وارد بدنت میشده خیلی باحاله. 
    پاسخ:
    درمورد اسبِ آبی حرف نمی‌زنیم! مورچه‌س داغان!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی