Neo's Text

بیخیال لطفأ!
Neo's Text

میخواهی من را بُکُشی؟! قدرت فکر کردنم را بگیر! خیال پردازی هایم را کور کن! نیروی بی مرزِ تخیل را در ذهنم بِخُشکان! دیگر نیازی به ترکاندن مغزم نیست! منظره ای کثیف و چندش آور خواهد شد؛ رسانه ها هم از تو غولی بی شاخ و دم خواهند ساخت. کار را پیچیده نکن! نوکِ اسلحه ات را به سمتِ قلمم بگیر...
عکس‌نوشت:
ولش کن! ولش کن! ولش کن!

یه دگردیسی ساده س! همین!

جمعه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ق.ظ

دوباره عید و حال و هواش؛ بساط های کنار خیابون و پیاده رو. سفره های هفت سینِ چینی و آجیل و موزیک های حامد همایون و بهنام بانی و حمید هیراد، با صدای بالا! آکواریوم های بزرگ و ماهی گلی و غذاهای مسخره شون و آب های رنگی با تُنگ های عجیب غریب! خلاصه که شهرها همه بوی عید گرفتن و یه حس و حال خوبی حاکمه تو شهر. حالا من با اینا کار ندارم. بحث زیاده درمورد این حال و هوا و شاید نوشتم در موردش؛ بحثِ الآنِ من در مورد اون بخشِ آکواریوم و ماهی گلی و ایناس! که آقا/خانم! تا چند سال پیش شما فقط یه تشتِ آبی یا قرمزِ پرِ آب میدیدی که توش پُرِ ماهی قرمزه و یه نفر که یه تور و یه دسته پلاستیک دستشه و ماهی میگیرفت مینداخت توش و تِمام! ولی رفته رفته قضیه متفاوت شد و ما سال به سال شاهد اتفاقات عجیب و غریب تری نسبت به سال های گذشته هستیم. یه مدت گذشت تشت ها کم شدن، آکواریوم اومد تو کار. از تو آکواریوم ماهی میدادن به ملت و میدن. یه مدت گذشت غذای ماهی اومد. بابا غذا چیه! این طفلک به سبزی پلو و قرمه سبزی و قیمه و ماکارونی و آبگوشتِ مامان پزِ ما عادت کرده بود! این قرتی بازی چی بود دگه؟! این طفلک هم سفره ی ما بود خلاصه. که با این حرکتِ شنیعِ غذای مخصوص ماهی گل کردن توش! هیچی دوستان! گذشت و گذشت تا دیدیم یه تیکه گوشتِ سیاه رو ریختن قاطی ماهی قرمز ها! ماندیم که الله اکبر! این دگه چیه؟! پرسان و خیزان به این رسیدیم که این تیکه گوشتِ سیاه که دوتا چشم بهش چسبیدن و اینور اونور میجهه، ماهیه. یه موجی راه افتاد یه عده ی کثیری از همین ماهی ها خریدن و میخرن همچنان و بنده همچنان در حالِ جوششِ کف هستم! گذشت و گذشت و چند سالی آرامش داشتیم، تا که دیدیم رنگِ آب رِ تغییر دادن. شاهدِ آب های طلایی، قرمز، آبی، سبز و قهوه ای! بابا با آب چکار داشتین نامسلمونای داغان صفت. ما با آب خاطره داشتیم. مخصوصا آبِ تُنگ. حالا طلایی و قرمز و آبی و سبز قابل هضمه. قهوه ای چرا مؤمن؟! اونو که خودِ ماهی هم ازش برمیومد. بگذریم! بگذشتیم و رسیدیم به همین دوسالِ اخیر. جوجه ها رِ هم ریختن تو بساطِ عیدِ ملت. جوجه آخر؟! وجدانأ جوجه؟! جوجه رنگی؟! عید؟! جوجه رِ هضم نکرده بودیم که امسال یه حماسه ی دیگه خلق شد. باورتان نشه شاید! ولی لاکپشت! به همین تیکه نان لاکپشت هم آوردن میفروشن به ملت. من هیچ! من بطور کلی و اصولی هیچ! لاکپشت رِ کجای پانکراسم بِنَهَم من؟! به روحِ استیون هاوکینگ که جهت شادیِ روحِ سردرگمش فاتحه مع الصلوات، لاکپشت؟ :| 

سرِتان ر درد نیارم! به زودی در سال های آتی ایشالاه شاهدِ جک و جانوران عجیب و غریب تری خواهیم بود! اگه دیدین یه دوستِ بزرگواری کنار خیابان بساطِ فروشِ کروکدیل راه انداخته تعجب نکنید! اگه دیدین یه دوستِ عینک ریبن به چشمی، تو آکواریوم کوسه میفروشه کف نکنید! این اتفاق، تنها یک دگردیسی ساده، و رو به جلو در آیین کهن و اصیلِ سفره ی عیده! که شما سر سفره ی عید علاوه بر آجیل و سبزه و سیب و سنجد و فلان، شاهدِ کوسه و کروکدیل و ...خواهید بود! 


+ مرتبط نوشت: ما آدم ها خودمان تهِ تباهی و حیرانی و داغانی هستیم! چه دلیلی داره ماهی و جوجه و لاکپشت و کوسه و کروکدیل :| و این قبیل زبان بسته ها رِ هم قاطیِ تباهیِ خودمان کنیم؟! این مخلوقاتِ خدا ر هم اسیر کردیم به مولانا! نکنید دوستان! نخرید! داغان بازی در نیارین! 

  • ۹۶/۱۲/۲۵
  • Neo Ted

نظرات (۲۶)

:))))
مورد داریم طرف طوطی خریده شب عید:| :)
پاسخ:
والا به جان خودم اسیر شدیم :|
اشرف مخلوقاتیم ما ! !
پاسخ:
مرزهای اشرفیت ر زیر پا گذاشتیم اصن
  • اسمارتیز :)
  • سمندرم میفروختن قبلنا، الانو نمی‌دونم :)
    پاسخ:
    کم کم به سمت اژدها فروشی هم خواهیم رفت
    هر کسی به فکرِ منافعِ خودشه. چه وضعیه. :/
    پاسخ:
    اه
    من امسال میخوام برم ماهی شوریده بخرم که بعد عید بتونم باهاش سبزی‌پلو با ماهی درست کنم:)))
    شوخی کردم همیشه از همین ماهی قرمزهای کوچولو میخرم تازه چون اونایی که تشت دارن یه خرده از نظرم مظلوم‌ترن معمولا از اونا میخرم، لامصب دل نیست خو کلبه‌ی محبته:))))
    پاسخ:
    سرِ دلتو بگیر اونور محبت پاچید تو صورتمان :|
    نخر بابا :/ 
  • علی اسفندیاری
  • عجب حالو هوایی 
    راستی یه سوال این رنگی که میریزن تو آب واسه ماهی ها ضرر هم داره؟ 
    میخواستم فاتحه بخونم برای هاوکینگ ولی یادم اومد مرحوم به این چیزا اعتقاد نداشت 
    نقد های طنز آمیزت یا طنز های نقد آمیزت همیشه زیبا بود و هست دلم باز برای نوشته هات تنگ میشه ولی اجبارا باید برگردم محل خدمتم فعلا بای بای 
    پاسخ:
    راستش نمیدونم. ولی هرچی غیر طبیعیش خوب نیست :/
    الآن دگه اعتقاد پیدا کرده :))))

    برو به سلامت :) سرباز وطن
    جوجه😂تو سفره هفت میذارنش؟؟اه اه اه
     ما نه جوجشو دیدیم نه آب رنگی،احتمالا از تکامل بشر عقب موندیم 
    ما اصن به ماهیامون غذا نمیدیم:/
    پاسخ:
    شما خیلی عقبین خانم :/ بیاید جلو :/
    خسایس :/
    نه بذار یه کم محبت بپاشه بهت بلکه روت اثر بذاره:))
    اتفاقا خدا رو شکر دوتا ماهی های عید پارسالمون مونده ولی خب بازم می‌خریم:) ماهی خوب است:)
    پاسخ:
    خا خا :/
    مردم دم عید تو مد خریدن هرچی بفروشی میخرن حالا این وسط یه عده پیدا شدن به این زبون بسته ها هم رحم نمیکنن
    آب قهوه ایی واقعااااا؟؟؟ چیزی هم توش دیده میشه؟
    پاسخ:
    :)))
    قهوه ای یواش :))
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • ماهی قرمز خوبه که! من تا چند ماه به خاطر همین قرمزها صبح از خوابم میزنم که مبادا کلاغه بیاد بخورتشون! 
    پاسخ:
    خوبه چیه؟! طفلک ر زندانی و حبس میکنیم تو یه وجب جا و تهش هم میمیره :/
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • تهش میدیم پسرخاله بندازه تو حوض تا هرجا که عمرش باشه.
    پاسخ:
    حوض ر با رودخانه یا دریا مقایسه میکنید؟ :/ :))
  • دختری از جنس آرامِش :)
  • بعید نیست که یه روزی کوسه و کروکدیل هم بفروشَن :||
    پاسخ:
    والاع
    ما ماهی پارسالمون هست از همون واسه سفره هفت سینمون استفاده میکنیم:) جدا اب رنگی؟؟@@ ندیدم والا من دلم لاکپشت خواست
    پاسخ:
    شما هم مرز های داغانیت ر دریدید :|
    با دوستم داشتم از مدرسه برمیگشتم که لاکپشت دیدیم..اندازه دو بند انگشت بود!! سیاه و کوچولو...پرسیدیم چنده؟ گفت پونزده تومن:/
    بعد چند ثانیه دوستم گفت : پووونزده تومن آخههه؟ 
    آروم آروم دستشو کشیدم و به سمت افق رفتیم😂😂😂😂
    پاسخ:
    خاویار که نیست لامصبا
  • مریــــ ـــــم
  • بعد من میگم میخوام برم پناهنده شم به دولت افغانستان نگونه
    :|
    پاسخ:
    نمیگم نه. هرچی سریعتر اقدام کن. فقط مطمئن هستم همونجا هم دیپورتت میکنن :))))))
    حوا بانو از فروشندگان پرسید به کجا چنین شتابان؟ :))
    تازه از جامعه هم پرسید! :)
    از سیاست هم داره می پرسه :))
    پاسخ:
    از جامعه ی روحانیت چی؟ :)))
    کم مینویسی ها
    حواست هست؟
    پاسخ:
    هم سرم شلوغه هم ذهنم متأسفانه.
    به منچه ماهیه کنار ما انقد زندگی بهش خوش گذشته که زندست :/
    ولی فک کنم شما ماهی قرمز ندیدین که یک سال عمر کنه ما ماهیمون عمر کرد فهمیدیم این قرمز بودنش الکی ینی چندماه که زنده موند رنگش کمرنگ وکمرنگ میشه تا تقریبا سفید میشه
    پاسخ:
    مجبوره ://
    اون بدبخت از بدبختی رنگش ریخته ://
    ولی دوتا دیگه خریدیم تنها نباشه
    پاسخ:
    :||
    از جامعه ی روحانیت فعلا چیزی نپرسیده! حالا اگه عمری باشه شاید بپرسه :دی
    راستی قبلا از سلبریتی ها هم پرسیده بوده هاااااا :))
    پاسخ:
    :)))
  • مجهول الهویه
  • تعجب نکن رفیق! روزگار همینه
    پاسخ:
    عادت کردیم دگه
    مار رو جا انداختید 
    یکی دوساله من میبینم کنار تشت لاکپشتا یه تنگ می‌گذارن، دو سه تا مار آبی نگون بخت گوریده در هم می‌اندازن داخلش و خلق الله هم در کمال مسرت می‌خرن :/
    پاسخ:
    مار ندیدم دگه :)))) طرفای شما مرزهای خلاقیت ر دریدن! :))
    نخیر از شدت خوشبختی تغییر رنگ میده برامون تازگی داشته باشه:// الان خودش گفت
    تو اخبار می گفتن باورم نمیشد
    رفتم میدون شهرداری دیدم لاکپشت می فروشن :|
    نوشته بود لاکپشت هفت سین به همین برکت :|
    پاسخ:
    دسته جمعی به خودزنی بپردازیم 
    من ندیدم اینا رو چرا ؟ 
    عه تازه یادم آمد که من خانه نشینم D: 
    ولی یه سالی عموم اینا ماهی گوشت خوار گرفته بودن!!! 
    پاسخ:
    واسه آکواریوم‌شان گرفته بوده حتما
    نه اتفاقا تو تنگ بود!
    عموم اصلا آکواریوم نداره |:
    پاسخ:
    من دگه حرفی ندارم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی