خاک
سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۶

" چقدر خودت رو اذیت میکنی بابا! بیخیال! تهش خاکه دیگه. " فارغ از این بحث که این اصطلاح بطورِ کلی درست هست یا نه، میخوام یه بحثی رو در رابطه باهاش مطرح کنم. اول اینکه اگه نگم همه مون، حداقل 90 درصدمون این حرف یا حرفِ شبیه بهش رو بطور مستقیم یا غیر مستقیم از اطرافیانمون شنیدیم و شاید خودمون هم بکار بردیمش؛ این ها مدِ نظرِ من نیست. من میخوام این مسئله رو بررسی کنم که اگه یک سری از موفق ترین و ثروتمند ترین افرادِ جهان، طبقِ این حرف و اصطلاح، مسیرِ زندگیشون رو ادامه میدادن و هدف گذاری میکردن، به کجا و چه مقصدی میرسیدن.


1. استیو جابز:

استیو اگه طبقِ نصیحتِ پدر خوانده ش، پل رینهولد، مبنی بر اینکه: " ای باباع.استیو! چقدر درس میخونی پسر! خودت رو اذیت نکن. تهش خاکه دیگه. " عمل میکرد، اوجِ موفقیتش خلاصه میشد تو یه نیسانِ آبی و یه دستمال یزدی به گردن، تو کوچه پس کوچه های سانفرانسیسکو، یه دست به فرمونِ نیسان، یه دست به بلندگو، تو ظل تابستان عربده میزد: سیبِ دماونده! بیا حراجِ تابستونی گذاشتم! همین دو ساعت پیش از باغِ نوکِ قله ی دماوند چیدم. بدو بیا که تموم شد. [ یک گاز به سیبِ توی دست و آبِ سیبی که پاچید تو شیشه جلو ]

بعد از کلی عربده کشی و شنیدنِ فحش های ناموسی مبنی بر: [ بر فادِرت لعنت شِتی ] یا [ آنتِت رو سگ گاز بگیره جابز ] و دیگر ابراز اراداتِ خانوادگی، چند نفر میان ازش خرید کنن که با تَلی از سیب های گاز خورده مواجه و مجددأ علاوه بر اینکه چوب گذاشتن لای بغلش، آنت و فادر و مادِر و دیگر بستگان رو مورد نوازش های روحی روانی قرار دادند.


2. بیل گیتس:

مری " مادرِ بیل " به بیلِ جوان: کافیه دیگه پسرم. چقدر کار میکنی! انقدر زحمت میکشی تهش خاکِ سردِ گوره دیگه. سخت نگیر انقدر!

بیل گیتس اگه این نصیحت رو گوش میکرد تهِ تهش تو جنوبِ سیاتل، تهِ خیابونِ سرباز رایان [ جیمزشون ]، یه کافی نت داشت که جوونا میومدن بجا ثبت نام کنکور و حج عمره و عتبات و سهام عدالت و اینا، توش گات دانلود میکردن [ با توجه به اینکه بیل، بسته ی نامحدودِ 100 گیگابایتی میگرفت واسه کافی نتش، یقینأ کارِ اخلاق مدارانه ای نبود ] و حتی مقاله و پایان نامه میدزدید و کپی میکرد واسه ترم هفتی های دانشگاهِ شهرشون و از همین راه مخِ دختر همسایه ی دانشجوشون رو هم میزد و بدبخت میشد. به همین برکت که!


3. کارلوس اسلیم:

کارلوس عمه ش که اطلاعاتِ درست حسابی ای ازش در دسترس نیست، اون نصیحت معروف رو بهش میکرد و کارلوس، اوجِ موفقیتش رو تو مکزیکوسیتی توی بستنی فروشیِ برادرانِ مارکز [ به جز جمشید ]، درحالی که ذرت مکزیکی میداد به ملت و با دوازده دو صفرش مار بازی میکرد و میسوخت همه ش، جشن میگرفت.


4. آمانسیو اورتگا:

ایشونم اگه اون نصیحت رو سر لوحه ی زندگیش قرار میداد، الآن بجا اینکه دومین فرد ثروتمند جهان و موفق ترین شخص تو حوزه پوشاک و مد باشه، خرسی، خری، هاچ زنبور عسلی چیزی میشد جلو این لباس فروشی های لاکرونیا و ملتی که به سمتِ استادیوم گاو سواری میرفتن رو هدایت میکرد به سمتِ لباس فروشی، که تهش هم همه میرفتن طرفِ گاو سواری و محلِ سگ هم بهش نمیذاشتن و صاحب کارش هم مثلِ پفک پرتش میکرد بیرون و بیکار میشد و بعدشم تو پارک معتادش میکردن و تزریقی میشد میفتاد تو جوب، و میمرد [ نقطه ]


حالا باز خود دانید و این نصیحت و آینده ای که در پیشه!


+ شاید ادامه ی همین پست رو واسه افرادِ موفقِ دیگه هم بنویسم! خدا داند!


معدنچیِ یاغی

حوا ...
۳۱ مرداد ۰۱:۰۸
می‌تونید واسه موردِ پنجم من رو مثال بزنید. از نظرِ من ایرادی نداره! :)))

پاسخ :

از نظر من داره ولی :))))

ــ حسان ــ
۳۱ مرداد ۰۱:۵۷
بستگی به دیدشون داره
خُب الان اینا که همشون پولدار هستن (و من علت دیگه ای برای انتخابشون از جانب شما پیدا نمی کنم) چی میشن؟
تهش خاک نیست مگه؟!
بشی هاچ زنبور عسل در مغازه وایسی مگه بده؟!
قبول دارم آدم خوبه زندگی راحتی داشته باشه ولی اینا ملاک آدم بودن نیست.
اگه به همین جمله که آخرش همه میریم تو خاک واقعا اعتقاد داشته باشیم خیلی از کارهای بی اهمیت برامون مسخره بازی میشه.
چقدر تایپ کردم تاحالا سابقه نداشته :|

پاسخ :

کلأ منظورو نگرفتی

miss bell
۳۱ مرداد ۱۱:۰۹
بله به خاطر همینه من به نصیحت های مامان بابام گوش نمیدم زدی به هدف جناب
موفق باشید

پاسخ :

زنده باشید

nily ..
۳۱ مرداد ۱۱:۲۱
نصیحت نیست که! :| خونه خراب کنه! :)

پاسخ :

:))

هلما ...
۳۱ مرداد ۱۱:۴۶
واقعا اگه "حوا" این نصیحت رو سرلوحه کارش میکرد چی میشد؟؟ !!!!

پاسخ :

سیب فروشی تو  میدان تره بار

پاسخ :

:))

gandom baanoo
۳۱ مرداد ۱۴:۲۷
نمیتونم وبتو بخونم!!!! :/
چشام درد میگیره!!

پاسخ :

من متأسفم

ــ حسان ــ
۳۱ مرداد ۱۵:۰۲
خو الان هدفت از نوشتن این متن چی بود :/

پاسخ :

زیاد عادت ندارم توضیح بدم اینو :)) :/

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۳۱ مرداد ۱۶:۵۴
اینو واسه اونی میگن که حرص و جوش دنیا رو می خوره و دنبال اندوختن مال و نگهداشتنش هست!

پاسخ :

نظرِ من این نیست

حوا ...
۳۱ مرداد ۱۷:۴۷
:|
|:

سیب فروشی :|

پاسخ :

بلی

یک مسافر
۳۱ مرداد ۲۳:۴۱
خواستم ی چندتا کلیدواژه رو انتخاب کنم که بگم خیلی جالب بودن دیدم نمیشه باید گفت کلش عالی بود. فقط ی سوال اگ از دماوند تا سانفرانسیسکو فقط 2 ساعت راهه مام بریم سیب بفروشیم می صرفه به نظرتون؟ :دی

پاسخ :

ممنون :)

بستگی به وسیله تون داره

gandom baanoo
۰۱ شهریور ۱۳:۳۸
الان خیلی بهتر شد :)
ممنان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی