توهمِ فاسد شده
شنبه ۷ مرداد ۹۶

هر صبحدم 

به امیدِ بارداری

آسمان انگشتِ بلندِ طلوع را در حلقش فرو میبرد

تا که شاید باردار شده باشد

تا که شاید روشنایی را عُق بزند و این، نشانه ای شود برای زایش

زایشِ خورشیدِ حقیقی 

ولی خودِ آسمان هم خوب میداند، بارداری به تنهایی و با الاجبار نمیشود

بارداری و زایش، جفت میخواهد

ایمان میخواهد و آرمان

آسمان جفتِ مشروعش را پیدا نکرده،

توقعِ زایشِ نور دارد

آه

چه توقعِ سیاهی

او خوب میداند این خورشید های لعنتی

این زرده تخمِ مرغ های نورانی،

خورشید نیستند

نیمه نطفه هایی هستند که آمیزشِ نامشروعِ آسمان با ابرهای تیره، باعثِ تولدشان شده

این لعنتی ها خورشید نیستند

این ها توهم اند

توهمِ طلوعِ دوباره ی خورشید

توهمِ روشنایی

توهمی که بوی گندِ تخمِ مرغ های فاسد را میدهد

این ها همه توهم اند

توهم...

توهم...

توهم...


[ از سری تخیلاتِ پسرِ تاریکی ]


+ پستِ قبل

جیمیِ معدنچی

میم چومو
۰۷ مرداد ۰۱:۴۵
اوه اوه :| هنگ کردم! وایسا دوباره بخوانم ببینم چی نوشتی

پاسخ :

حق داری! مواظب باش cpu ر نسوزانی :))))

میم چومو
۰۷ مرداد ۰۱:۴۹
هر چی می خوانم معنی «زردِ تخمِ مرغ های نورانی ره نمی فهمم»!! اشتباه تایپیه عایا؟؟

پاسخ :

:)))

نه برار! به شدت درسته! یه جور تشبیهه.

هویجوری :)
۰۷ مرداد ۰۱:۵۳
لایک داریییی:))فقط ای کاش تخم مرغ و قاطیش نمیکردی:/

پاسخ :

لازم بود :)

nily ..
۰۷ مرداد ۰۲:۱۶
[سر بلند می‌کند تا زیباییِ متن را با دیدن خورشیدِ واقعی، تکمیل کند؛ که با پنکه سقفی مواجه می‌شود]
حالا به روم نیارید که اگه تو حیاطم بودم ماه رو رؤیت می‌کردم! :)

پاسخ :

که ایجور :))

میم چومو
۰۷ مرداد ۰۲:۵۲
اووووه! حالا گرفتم چی مگی! خیلی باحال بود یره، ای حجم از ادیب بودن از یه خرس واقعا بعید بود

پاسخ :

برو بچه برووووع

میم چومو
۰۷ مرداد ۰۲:۵۴
اوه اوه اوه! الآن لایه های جدیدی از پستت ره درک کردم!!

پستت هم لایه لایه یه :| شما ژن خوبا کلا همه چیزتان پیازیه

پاسخ :

تا چشت در بیاد :)))

بهارنارنج :)
۰۷ مرداد ۰۴:۵۷
تخم مرغ یا تخم هر بوقی هرچی هست داره ذوبمون میکنه میفهمی چی میگم؟!؟؟؟تازه زلزله هم زیاد شده بخاطر همین تخم مرغای مذکور:/

پاسخ :

:)))

حوا ...
۰۷ مرداد ۰۵:۳۹
از نظرِ من کلاً زندگی یه توهمه. یه توهم که بوی گندش داره من رو خفه می‌کنه :)

پاسخ :

شاید

علی اسفندیاری
۰۷ مرداد ۰۶:۰۰
خخخخخخخ 
به نظر من طلوع خورشید بسیار زیباست 
و تو از کلمات مزخرفی استفاده کردی 
با اینکه خیل کثیری از نوشته هات بیسته ولی به این صفر میدم 

پاسخ :

کلأ نگرفتی

کنت دراکولا
۰۷ مرداد ۰۷:۱۳
پسرِ چه تخیلاتی داره:|:))

پاسخ :

خیلی خفنه

gandom baanoo
۰۷ مرداد ۰۷:۲۱
عه!!! آسمونشون بی‌ادب بوده که دچار تاریکی شدن پس!!!!!! ^__*
قشنگ بود. :)

پاسخ :

ممنون

gandom baanoo
۰۷ مرداد ۱۴:۱۰
دوستان چون در جریان پسر تاریکی نیستن درک نکردن جریانو :)

پاسخ :

شاید

✿دخترے از تبارِ غرور✿
۰۷ مرداد ۱۵:۴۵
خیلی عالی بود...
اصن فوق العاده س

پاسخ :

ممنون

پاسخ :

متوجه نشدم

پـــــر ی
۰۷ مرداد ۱۷:۱۱
عه تخیلات پسر تاریکی رمزدار نمیشه؟ :)

پاسخ :

نح

زِدْ عِِـچْ آرْ …
۰۷ مرداد ۱۸:۱۳
انگشتِ بلندِ طلوع… 
[تکبیر تکبیر گویان از کادر خارج می شود]

پاسخ :

:))

علیـــ ـرضـا
۰۷ مرداد ۱۹:۱۳
من برم دو تا چایی بخورم ، یه بار دیگه بیام بخونم ببینم چی گفتی :/

پاسخ :

قند زیاد نخور فقط!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی