مردی به نامِ اُوِه

بیخیال لطفأ!
مردی به نامِ اُوِه

عکس نوشت:
خدا قوت سردارِ بی ادعا

📌 شاید اسم زیاد عوض کنم، ولی هویتم تغییر نمیکنه!
📌تصویر هدر مربوط به پوسترِ فیلمِ A Called Ove هستش که یه خورده دستکاری شده فقط!

نمک شو - گروهِ سوم [ مطلبِ شماره پنج ]

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ
دخترخاله اومده بود خونه مون و گیر داده بود برو لاک هاتو بیار میخوام برات لاک بزنم!
گفتم بابا نمیخواد من باید نماز بخونم!
گفت خب برو وضو بگیر بعد بیا برات بزنم
خلاصه اونقدر اصرار کرد که قبول کردم
رفتم وضو گرفتم و لاک هام رو آوردم
از بینشون یه مشکی و یه زرشکی انتخاب کرد؛ ناخنای یه دستمو لاک مشکی زد و اون یکی دستمو زرشکی.

پسردایی کوچیکه همین که منو دید گفت: بابا صورتی!! :دی
گفتم: صورتی؟؟!!!! o_O
گفت: سرخابی :)))
و من پوکرفیس وار نگاش کردم :|
گفت خب من رنگا رو نمیشناسم :دی
گفتم این زرشکیه :/

شوهر خاله دستمو دید و گفت: اون مشکیه؟
گفتم زرشکیه :دی
گفت از این زرشکی برای من نمیزنی؟ :دی

و من همچنان پوکر فیسانه بودم :|

پسرخاله اومده میگه: بچه مذهبیا لاک نمیزنن
گفتم خب من چیکار کنم الآن؟؟؟ -_-
یه کم مکث کرد و یهو گفت:
مرگ بر ضد ولایت فقیه!!!!


یعنی واقعا تا این حد؟؟؟؟ O_O
چرا آخه؟؟ :|
یه لاکه فقط :(

 + نویسنده میتونه بطورِ ناشناس به نقد های وارد شده پاسخ بده. طوری که هویتش لو نره!
  • ۹۶/۰۴/۲۶
  • OVe هستم

نظرات  (۵۷)

پوکرفیس خودش یک صفته.
مثل خندان.
میگیم پوکر فیس. همونطور که میگیم خندان. هیچوقت نمیگیم خندانانه. پس نباید بگیم پوکرفیسانه!
ولی نوشتۀ صمیمی ای بود. دوسش داشتم.
  • احمدرضا ‌‌
  • باید یه مقدار زیادی روی وبلاگ نویسیتون کار کنید. سبک نوشتنتون ، بیشتر برای شبکه های اجتماعی مناسب هست. چون وبلاگ و مطلب نوشتن ، یه سری اصول خودش رو می طلبه.
    بخوام باهاتون صادق باشم ، خنده دار نبود.
    یه متن طنز ، بیشتر از اینکه از شکلک ها بهره ببره ؛ باید گسترش داده بشه ؛ روی جزئیات حساس بشه. اصطلاحات خنده دار باید بصورت قوی استفاده بشن.
    موضوعی که انتخاب کرده بودید خوب بود ولی روی پرورش متن باید زیاد کار کنید
    موفق باشید
    @حسین
    فکر نمیکنم این ایراد باشه، چون توی طنز میتونیم اصطلاحاتی رو ابداع کنیم که خنده دار باشن.
    پوکرفیسانه هم همون پوکرفیس طور هست.
    اصولا طنز یعنی شکستن هنجارها؛ اگه همه چی رو عادی بگیم که خنده نداره.
    یک طنز پرداز، مسائل عادی رو به طور غیرعادی تعریف میکنه و نگاهش به مسائل فراتر از اصول و باید هاست.
    @ناشناس
    کاملا درست میگید. حرف هاتون کاملا درسته. من هم قبول دارم.
    منتهی فرق بسیار زیادی هست هنجارشکنی ای که از روی آگاهی صورت گرفته با هنجارشکنی ای که از روی ناآگاهی هست. من احتمال دادم نویسنده از روی ناآگاهی این اصطلاح رو به کار برده.
    ضمن اینکه پوکرفیسانه همون پوکرفیس طور نیست! پوکرفیس طور تقریبا میشه گفت معنای «با حالت پوکرفیس» رو میده. در حالی که «پوکرفیسانه» طبق هیچ اصولی درست نیست. که گفتید هنجارشکنی و ابداع هست و من هم گفتم که ابداع نیست به نظرم.
    نیما یوشیج که شعرِ نو رو پایه گذاری کرد، اول شعر کلاسیک رو کاملا بلد بود و بهش مسلط بود. بعد یک چیزی رو پایه گذاری کرد. اینجوری نبود که چون شعر کلاسیک رو بلد نبود بیاد یک سبک شعر جدید پایه گذاری کنه.
    @حسین
    به عنوان مثال:
    شاد یک صفته ولی شادانه هم کاربرد داره
    آیا ما باید بگیم کسی که شادانه به کار میبره به زبان فارسی تسلط نداره؟
    حسین! ناشناس درست می فرمان.
    ایراد به یک واژه س که اشکالی درش نمی بینم. همونطور که در طنز میشه از صدای موتور ماشین گفت و موتور ماشین رو به حرف زدن واداشت، اشکالی نداره ساختار یک کلمه رو هم به هم بریزی؛ البته این در شرایطی هست که مفهوم رو برسونه.  
    @ناشناس
    اول اینکه شادانه به شاد هیچ ربطی نداره.
    شادانه یک گیاه هست که در اصل شاهدانه هست و مخففش شادانه است.
    پس شادانه به شاد هیچ ربطی نداره.
    دوما گیریم که شادانه به شاد ربط داشت و وجود هم داشت. البته ما هیچ کدوم مون به زبان فارسی تسلط نداریم. ولی خب میزان تسلط متفاوته. ولی خب بر فرض بالا، اگر کسی جایی که باید شاد به کار ببره، شادانه رو به کار ببره میشه اینجوری گفت. میشه گفت از روی ناآگاهی این رو به کار برده.
    میرزا من هم مخالف به هم ریختن ساختار کلمات نیستم توی طنز. احتمالا خونده باشید که خودم هم بارها و بارها این کار رو کردم. منتهی هیچ اجباری نیست که لفظ پوکرفیسانه که هیچ بارِ طنزی هم نداره رو بنویسیم.
    حسین! علت اینکه اجباری نیست چیه؟
    @حسین
    من به هیچ عنوان گیاه شاهدانه رو نگفتم!
    وقتی دارم از یک صفت صحبت میکنم به نظرتون میرم سراغ یه اسم خاص؟؟!
    ناشناس!
    اونی که شما می فرماین «شادان» هست. شادانه همونه که حسین میگه.
    میرزا.
    گفتم که. هیچ بارِ طنزی به نوشته اضافه نمیکنه. اتفاقا میشد از الفاظ بهتری استفاده کرد. مثلا همون «پوکرفیس طور» که ناشناس عزیز گفتن.
    @ناشناس
    صفتی تحت عنوان «شادانه» نداریم. شادانه فقط همون گیاه شاهدانه ست.
    @حسین
    @میرزا

    لطفا این شعر رو برام معنا کنید:

    بر طبل شادانه بکوب
    پیروز و مردانه بکوب


    آیا چنین شعر معروفی از نظر شما دارای ایراد دستوریه؟ آیا شاعرش بلد نبوده شعر بگه؟؟؟؟
    @ناشناس
    منبع قابل استناد شما فقط همین شعره؟!
    حسین!
    بحث، بحث طنز کلمه نیست. به دو پسوند «طور» و «آنه» باید دقت کرد. کدوم می تونه کمک حال «پوکرفیس» باشه؟ شما ددمنشانه که اون دوست نویسنده استفاده کرده رو ببنویس «ددمنش طور». این هست که بار طنز کلمه رو کم می کنه. «طور» پسوندی هست که به خاطر ضمه، کلمه رو ثقیل تر می کنه، بر خلاف فتحه.

    https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شادمان-4

    ملاحظه میفرمایید که یکی از مترادف های شادمان، شادانه هست.
    میرزا
    خب لغت با لغت متفاوته.
    ددمنش با پوکرفیس خیلی متفاوته.
    اتفاقا به نظرِ من پوکرفیسانه خیلی سنگین تر از پوکرفیس طور هست.
    ناشناس!
    به اون «هاء» که در شعر هست میگن هاء «غیر ملفوظِ بیانِ حرکت»؛ مثل دختره. نیورده که بگه دختر «هاء» داره، اورده که بگه دخترِ بخون.
    حسین!
    کاری ندارم که لغت با لغت فرق داره؛ شما به این قسمتش توجه کن؛ فتجه خفیف تر از ضمه س.
    @فتحه
    @میرزا
    خیر! به هیچ عنوان 《هاء》 شادانه از نوع 《هاء》 دختره نیست!
    میرزا
    پس یعنی پوکرفیسانه هیچ اشکالی نداره از نظر دستوری؟
    ناشناس!
    پس چیه؟
    حسین!
    از نظر دستوری که داره، اما ما اینجا با یه متن طنز طرفیم. نویسنده آگاهانه یا ناآگاهانه ساختار شکسته؛ این مشکلی ایجاد نمی کنه؛ یعنی نمیشه گفت ایراده. بالشخصه مشکلی نمی بینم.
    میرزا
    البته من همون اول هم گفتم که به نظرم آگاهانه نبوده. ولی خب فرض میگیرم که آگاهانه بوده.
    برم در مورد هاء غیر ملفوظ بیانِ حرکت تحقیق کنم! خخخ
    @حسین
    اگه بخوایم از نظر دستوری بررسی کنیم، خود پوکرفیس هیچ جایی تو ادبیات ما نداره! باید مثلا بگیم مات!
    این متن یه متن ادبی یا علمی نیست که بخوایم قواعد دستوری رو رعایت کنیم! یه متن طنزه اونم به زبان محاوره!
    @ ناشناس
    اگه بخواین اینجور که شما میگید بررسی کنیم، لغاتی مثل کاپیوتر، دکتر، لامپ و... هم توی ادبیات ما جایی ندارن!
    اینا واژه هایی هستن که باید پذیرفتشون دیگه. چون وارد شدن و نمیشه کاریش کرد.
    ناشناس!
    نفرمودین اون «هاء» چیه؟
    @حسین
    این کلماتی که شما میگید خیلی با پوکرفیس فرق دارن!
    الآن شما هر کلمه دیگه ای جز لامپ بگی کسی نمیدونه دقیقا منظورت چیه! بگی چراغ؛ خب مهتابی هم چراغ محسوب میشه
    ولی الآن بری به مثلا مادر یا پدرت بگی پوکرفیس، متوجه نمیشن! میشن؟؟
    @ ناشناس
    اولا که مهتابی هم جزو لامپ هست. ملت میگن لامپِ مهتابی!
    دوما هم هیچ ربطی نداره. من به مادرم میگم رایانامه. متوجه میشه؟ شاید فکر کنه به یارانه ربط داره فقط. ولی متوجهش نمیشه. پس رایانامه با پوکرفیس فرق نداره؟! ملاک فرق داشتن دو لغت از یک جنبه خاص، فهمیدن پدر و مادر منه؟
    (فرمانده اهل ایمان، تا قیامت، علی است.)

    از آن جـا که بن مضارع (دِه) دارای های ملفوظ است، نباید به هنگام اضافه، فرمانده را به شـکـل فـرمانده (یا فرمانده ی) نوشت، زیرا های آن، خود، تلفّظ می شود و کسره می پذیرد، بـرخـلافِ دیـوانـه، خـانـه، پـروانـه. از هـمـیـن روسـت کـه حاصل مصدر آن فرماندهی است، نه فرماندگی، برخلافِ دیوانگی.
    حسین!
    ناشناس آخرش نگفت اون «هاء» چیه؟
    میرزا
    نمیدونم والا. به نظرم بحث خوبی شده. داریم به نتایج خوبی میرسیم.
    حسین!
    اون «هاء» که در شادانه در شعره، همون «هاء» غیر ملفوط برای بیان حرکته. این به قرینۀ «مردانه» در مصرع بعد اثبات میشه.
    حالا اگه ناشناس هم رفته تحقیق کنه، بازم این یه حرکت مثبته.
    در کل ایرادی از لحاظ دستوری به متن نویسنده نیست.
    میرزا.
    کلا به نظرم بحث کردن در زمینه زبان و ادبیات فارسی کلا یک حرکت مثبته. چون حداقل فایده ش اینه که دغدغه مندی افراد نسبت به زبان رو نشون میده. همین دغدغه مندی که میخوایم بدونیم چی درسته و چی غلط و به خاطرش بحث میکنیم ارزش داره.
    :))))
    @میرزا
    به شادانه 《هاء》 اضافه نشده، بلکه 《انه》 اضافه شده

    @حسین
    من پدر و مادرتون رو مثال زدم تا متوجه تفاوت کلماتی که گفتید رو با پوکرفیس متوجه بشید
    یه سری الفاظ هستن که دیگه وارد زبان فارسی و پذیرفته شدن؛ همه جا هم کاربرد دارن. اما پوکرفیس رو تو هیچ متن کتابی ای نمیشه آورد.
    ناشناس!
    اگه گذاشتی من نماز بخونم :)
    خیر! حالا من گفتم پسوند «آنه»، می خواستم حسین رو متوجه کنم. «آنه» پسوند ترکیبی هست: «آن» + «هاء»
    @ناشناس
    یک زمانی لامپ و کامپیوتر و دکتر هم تازه بودن و توی کتاب ها نوشته نمیشدند. البته که ملاکِ تشخیص هم کتاب ها نیستن. مگه الان کتاب ها مرجع هستن؟! خیر. اتفاقا خیلی از افرادی که کتاب هاشون داره چاپ میشه سوادشون از منِ نوعی کمتره!
    پوکرفیس رو هم نسل جوون کاملا متوجه میشه و شاید به زودی به عرصۀ کتاب ها هم وارد بشه.
  • احمدرضا ‌‌
  • @حسین
    حسین جان به نظرم بحث بی مورد می کنی
    توی طنز غلط املایی عیب محسوب نمیشه. که حتی این غلط املایی هم نیست. در ضمن پسوند انه گاهی معنی وار به معنی سرشار هم میاد. ینی پوکرفیسانه معنی سرشار از پوکرفیس میده که مشکلی هم نداره
    سخت نگیرید و به اصل مطلب بچسبید
    @میرزا
    نمازتو بخون قبول باشه

    @حسین
    همین الآنشم صدا و سیما داره زور میزنه که به کامپیوتر بگه رایانه؛ ولی همه میگن کامپیوتر

    اصلا بحث ها قاطی شد :|

    خلاصه اینکه پوکرفیسانه یعنی باحالت پوکرفیس
    خیلی هم بار طنز خوبی داره
    @احمدرضا
    خب وبلاگ هم یه شبکه اجتماعیه!
    بعد هم هر بلاگری با توجه به علایقش و موضوع وبلاگش، سبک نویسندگی خودش رو داره؛ نمیشه گفت همه باید از یه سبک پیروی کنن!
    ضمن اینکه شکلک ها برای بیان حالته و توی طنز هم بیشتر کاربرد داره
    @حسین
    همون متنی که شما بهش رای دادی دقیقا واژه پوکرفیسانه رو داره!
    حالا چی میگی؟
  • احمدرضا ‌‌
  • @ناشناس
    نه وبلاک شبکه اجتماعی نیست . شبکه اجتماعی مثل اینه که شما برید وسط جمعیت با صدای بلند حرفتون رو بگید ولی وبلاگ مثل اینه که حرفتون رو اطلاعیه کنید و بزنید به دیوار
    توی شبکه اجتماعی ، فردِ محور یا اصلی داریم ولی توی شبکه های اجتماعی چنین چیزی وجود نداره !
    سبک با اصول فرق می‌کنه. سبک مثل اینه که شما انتخاب کنید با چه ماشینی برید بیرون که فرقی نمی کنه و با هر ماشینی که برید ؛ در واقع با یه ماشین رفتید ولی اینکه پای پیاده برید بیرون و بگید با ماشین رفتم ؛ خب نمیشه
    بله شما و هرکس دیگه‌ای آزاد هستید توی اینکه چه بنویسید ؛ چطور بنویسید و ... ولی برای موفقیت توی هر زمینه‌ای ، باید اصولش رعایت بشه!
    ایشالا وقتی مسابقه تموم شد ؛ به مطالب برنده ها که یه نگاهی بندازید ؛ با وجود تفاوت هاشون می بینید که تو یه سری نقاط مشترکن اینا همون اصول نوشتن هستن که رعایت شدنشون باعث پیشرفت میشه
    شکلک در صورتی که حد و مرزش رعایت بشه ، خیلی هم خوب هست ولی با توازنش رعایت بشه. مثلا قسمت آخر نوشتتون ، که همش هم توی یه لحظه اتفاق افتاده ؛ شکلک هاش همخونی نداره.
    شکلک اول نشانه تعجب و تحیر هست ؛ بعد علامت بی تفاوتی اومده ؛ چطور یه فرد متعجب می تونه در آن واحد بی تفاوت و بی احساس هم باشه ؟ و همزمان غمگین هم بشه. چنین چیزی ممکن نیست!
    موفق باشید
    احمدرضا جان!
    شکلک اصلا در نوشته جایی نداره. بازیگر نقش های یک نوشته، کلمات هستند و علائم نگارشی؛ البته که توضیح شبکۀ اجتماعی و وبلاگ تا حد زیادی صحیح بود و شکلک ها هم برای همون شبکه های اجتماعی هستند.
    @احمدرضا
    @میرزا

    الآن که شکلک توی وبلاگها کاملا متداوله! من تعجب میکنم واقعا از حرفتون!
    بعد هم توی طنز، یه شخصیت میتونه در زمان کوتاهی چند جور حس و حالت چهره رو داشته باشه
    اصلا اینها ایراد نیست

    شبکه اجتماعی یعنی جایی که خصوصی نیست و خیلی از افراد جامعه حضور دارن و میتونن ازش استفاده کنن؛ که صد البته وبلاگ خیلی اجتماعی تر از بقیه شبکه هاست!
    ناشناس!
    مگه هر چیزی متداوله، درسته؟
    ما صحبتمون در مورد وبلاگ ها نیست، در مورد یک متن صحبت می کنیم که در یک مسابقۀ ادبی _هر چند نه استاندارد_ شرکت کرده.
  • احمدرضا ‌‌
  • @میرزا
    بله درست میگید ولی ما مبتدی ها گاهی مجبور به استفاده میشیم که موقع شوخی و ... سوءتفاهم پیش نیاد

    @ناشناس
    تعریفتون از شبکه های اجتماعی اشتباه هست. ناشناس عزیز. هر جایی که افراد جامعه باشن که شبکه اجتماعی نیست. اگر اینطور هست پارک هم شبکه اجتماعی محسوب میشه!!
    البته ایراد از شما نیست. متاسفانه جامعه ما خیلی وقتا social networking (شبکه اجتماعی) ، messengers (پیام‌رسان‌ها) و blogs (وبلاگ‌ها) رو با هم اشتباه می‌گیره و بدتر از اون قاطی می‌کنه. ایشالا دربارشون یه مطلب می‌نویسم
    احمدرضاجان!
    در همون مواقع هم قرینۀ کل متن، شاخص یک عبارته. شما یا متنتون شوخیه یا جدی دیگه.
    احمدضا جان!
    شاید بگی ممکنه متنمون چیزی بین شوخی و جدی باشه و هر دو را داشته باشه. نویسنده ها در این مواقع، هر جا بخوان سر شوخی رو باز کنن، مثلاً می نویسن: «اجازه بدهید کمی هم با این دسته افراد شوخی کنم». بعد هم اگر خواست حالت جدی خودش رو حفظ کنه، یه اینتر می زنه و در پاراگراف بعدی می نویسه: «از شوخی که بگذریم...».
    میرزا چرا شما شرکت نکردید؟
    گرفتار امتحان بودم.
    تا 23 تیر؟
    تا همین اواخر
    @ ناشناس
    یعنی من باید به خاطر یک لغت به یک نوشته رای ندم؟!
    من بالا گفتم. این نوشته رو هم دوسش داشتم. با وجود ایراد هایی که داشت. اون مطلب هم مثل این. ایرادهایی داره. ولی دلیل نمیشه من به خاطر یک لغت کلا بهش رای ندم.
  • پـــــر ی
  • نعععععع خوب نبود تد 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی